فدائیان رهبری
با سلام به دوستان ایمیل اختصاصی وبلاگ افتتاح شد ممنون میشم نظرات شما رو بدونم یا حق
یک سری شایعاتی شنیدم فعلا امروز اولین شایعه رو می گم که میگن سکه ریختن تو بازار اما قیمت تکون نخورده دوست عزیز من خوب نگاه کنید ببینید یک سری از دشمنان احمدی نژاد . رهبر و انقلاب ( رفسنجانی . خاتمی « هواپیما خصوصی داره » . ... ) از همین راه انقلاب معلوم هم نیست چه جوری پولدار شدن و هر وقت بخوان قیمت هر چیزی رو بالا و پائین می کنند و احمدی نژاد همان طور هم که در مناظره با آقای موسوی گفت که چگونه پولدار شدن ؟ و دنبال اینها است پس بدانید که کی دارد این مردی که عاشق امام بوده و ادامه ی راه امام و رهبری است و برای ایران قدم بر می دارد را اذیت و جلوی پایش سنگ می اندازند.
"افشای جزئیات نامه محرمانه اوباما به رهبر انقلاب "
در حالیكه حدود 6 ماه از نامه محرمانه اوباما به آیتا... خامنهای میگذرد، رهبر انقلاب در آستانه روز مبارزه با استكبار جهانی جزئیات جدیدی از این نامهها را افشا كردند.
به گزارش خبرنگار «آینده»، آیتا.. خامنهای در سخنانی به مناسبت ۱۳ آبان با اشاره به پیغامهای شفاهی و كتبی متعدد باراك اوباما به ایشان، تصریح كردند كه اوباما در این نامهها خواستار همكاری ایران با آمریكا برای حل مشكلات جهان شده است.
به گفته رهبر انقلاب: «همین رئیس جمهور جدید آمریكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پیغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه بیائید صفحه را عوض كنیم، بیائید وضع تازهاى درست كنیم، بیائید در حل مشكلات عالم با همدیگر همكارى كنیم؛ تا این حد! ما هم گفتیم پیشداورى نكنیم؛ ما به عمل نگاه میكنیم.گفتند، میخواهیم تغییر ایجاد كنیم. گفتیم خوب، ببینیم تغییر را.»

افشای محتوای نامههای اوباما به رهبر انقلاب اسلامی در حالی صورت میگیرد كه آیتا... خامنهای برای نخستینبار در خطبههای نمازجمعه 29 خرداد گذشته موضوع نامهنگاری اوباما به ایشان را علنی كردند و با گذشت پنج ماه از زمان مذكور و با وجود ادعای شفافیت دولت آمریكا و درخواستهای گسترده رسانههای ایالات متحده مبنی بر افشای متن نامه اوباما به آیتا... خامنهای كاخ سفید تا كنون به این اقدام تن نداده است.
رسانههای آمریكا خودداری كاخ سفید از انتشار متن نامههای اوباما را دلیل انفعال و ضعف رئیسجمهور آمریكا در برابر رهبر انقلاب ارزیابی كردهاند.

اظهارات صریح آیتا... خامنهای در علنی كردن درخواستهای متعدد عالیرتبهترین مقام آمریكا، یادآور تصمیم تاریخی امام خمینی(ره) در 13 آبان 1365 در افشای درخواستهای و ترددات مقامات كاخ سفید به ایران بود.
تصمیم امام خمینی(ره) برای افشای درخواست رونالد ریگان رئیسجمهور وقت آمریكا برای تعمیق روابط با ایران كه با ارسال یك انجیل امضا شده توسط رابرت مكفارلین، مشاور امنیت ملی وی به تهران انجام شده بود، توسط هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در مراسم 13 آبان 1365 در مقابل لانه جاسوسی اعلام شد و پس از آن بحران سیاسی شدیدی در آمریكا ایجاد گردید.
در اینجامیخواهم یه ادعایی بکنم : مسئله کردان یک نقطه قوت در دولت نهم بود !
کردانی که سی سال با مدرک جعلی در جایگاه های رسمی و بالای دولتی نشسته بود در این دولت شناسایی و رسوا شد . البته با لفظ رسوا زیاد موافق نیستم چون خودش هم به نوعی فریب خورده بود. البته نباید فراموش بکنیم که این جور مسائل با تمام بدی آن چندان هم عجیب نیست کما اینکه در دولت اصلاحات آقای حاجی وزیر آموزش و پرورش و سی و چهار نفر دیگر دارای مدرک تقلبی از دانشگاه هاوایی بودند . اخیرا حتی مدرک لیسانس آقای خاتمی هم زیر سوال قرار گرفت که بعد از انتشار یک سری مدارک دیگر باز هم در صحت آن شبهه وجود دارد . + و + که به این هم کاری نداریم.
اما لفظ ورق پاره که دکتر احمدی نژاد بیان کردند ، در مورد مدرک دکترای افتخاری آقای کردان بود . به این معنا که ایشان از همان اول هم جایگاه دکترا را برای ایشان در نظر نداشتند . در ضمن در معرفی ایشان به مجلس هم لفظ دکتر را بکار نبردند. و این عمق بینش ایشان را می رساند.
انتخاب کردان توسط دکتر احمدی نژاد با توجه به سوابق ایشان بوده و مدرک ایشان هم با توجه به همان سوابق کنترل چندانی نشد.
مجلس وظیفه داشت که در مهلت قانونی که در اختیارش بود تمام جوانب را در نظر بگیرد و بعد تایید کند که دقت کافی را بخرج نداد و خود تاوان آنرا پس داد.
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره شود این است که آقای احمدی نژاد نمیخواستند مظلوم کشی شود. شاید آقای کردان اشتباه کرده اند اما لایق اینقدر اهانت نبود . اخلاق اسلامی هم چنین چیزی را قبول نمیکند. باید توجه داشت که ایشان خارج از نظام اجرائی کشور نبودند . ایشان از سایه نشینان سیاست (که همیشه هستند و زیاد شناخته نمی شوند و در اصل آنها هستند که در عموم دولت ها تصمیم گیری ها را می کنند) بوده اند.
اشاره به این نکته هم خالی از لطف نیست که واقعا یک دکترای مدیریت که در تمام عمرش هیچ گاه مدیر عده ای نبوده بهتر مدیریت می کند یا فردی که سالها تجربه مدیریت دارد؟ (مشکل ایشان را نفی نمیکنم).
پس درست نیست قضیه کردان را یک بحران بدانیم . یک مشکلی بود که به خوبی کنترل شد. با اینکه روسیاهی آن برای تخریب کنندگان و جوسازان باقی ماند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، سیدمحمد خاتمی در دیدار و گفت و گو با جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی استادان در ابتدای این نشست؛ گفت: «همه مطالبی که در این جلسه بیان شد مطالبی خوب؛ پخته و مبتنی بر تحلیل درست بود، همچنانکه از محیط دانشگاهی انتظار میرود همه بحثها به نحوی ناظر بر این بود که چگونه میشود از این وضعیت بیرون رفت و وضعیت بهتری داشت»
وی با بیان اینکه «خوشبختانه جامعه دانشگاهی ما هم درد را میشناسد و هم تلاش میکند راه حلی را برای رفع درد ارائه دهد»، اظهار داشت: «یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد، عدم درک جایگاه دانشگاه و دانشگاهیان در مجموعه نظام و عدم بهرهگیری از آنهاست».
رئیس بنیاد باران در بیان علل و موانع کنونی پیش آمدن این وضع افزود: «در حال حاضر نیز وضعیتی وجود دارد که همچنان فضا به سوی محدودتر شدن آن پیش میرود و متاسفانه زیانی که از این ناحیه، مملکت دچار آن میشود زیان غیرقابل جبرانی است».
خاتمی درباره تواناییهای دانشگاه در بهبود وضع کشور و پیشبرد همه جانبه گفت: «بعد از انقلاب هم از این ظرفیت دانشگاه کمتر استفاده شده است؛ البته در یکی دو مورد عکس این اتفاق افتاد، یکی در تدوین برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور که مرحوم دکتر عظیمی محور کار قرار گرفت».
وی افزود: «در جریان تدوین این برنامه هزاران ساعت نفر از نیروهای مختلف دانشگاهی از دانشگاههای مختلف بحث و صحبت کردند، بطوریکه تقریباً کمتر نظر علمی و دانشگاهی بود که در حد امکان شنیده نشده باشد و بر اساس آن برنامه چهارم تدوین شد که به نظر من علمیترین و واقع بینترین برنامهای بود که تنظیم شد ولی در عمل متاسفانه بر خلاف آنچه میبایست انجام شود، انجام گرفت».
رئیس دولت اصلاحات مورد دیگر در توجه و تکیه بر ظرفیت دانشگاه را در جریان تدوین برنامه چشم انداز بیست ساله عنوان کرد و گفت: «در این برنامه که در دولت اول اصلاحات مورد بحث قرار گرفت از نیروهای مختلف کارشناسی از دانشگاههای مختلف استفاده شد و سرانجام نیز با بحث در مجمع تشخیص مصلحت با نظر رهبری تدوین؛ نهایی و ابلاغ شد».
سید محمد خاتمی با تاکید بر ضرورت استقلال دانشگاه یادآور شد: «در دولت اصلاحات هم و غم دولت بر این بود که دانشگاه روی پای خود بایستد و مورد احترام باشد و تلاش کنیم نیروهای خارج از دانشگاه اجازه و توان دخالت و اعمال نظر به هر صورت را نداشته باشند».
رئیس جمهور سابق کشورمان در این باره گفت: «اختیارات هیاتهای امنا در اداره دانشگاهها و انتخابی شدن مدیریتهای دانشگاهی از جمله ضرورتهای مشارکت دانشگاهیان در تصمیم سازیهای کشور است که دولت در دوران اصلاحات توانست تنها گامهای اولیه در آن مسیر بردارد».
سید محمد خاتمی استقلال دانشگاه و رعایت حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان را در هر شرایطی ضروری و لطمه مداخله های سیاسی و امنیتی را مخل ایفای نقش های واقعی دانشگاه دانست.
وی انتظارات جامعه را از دانشگاه و دانشگاهیان در تامین سه هدف خلاصه کرد و گفت: «دراولین هدف علماندوزی و پژوهش است که بدون دستیابی به آن هیچ گامی را نمیتوان برداشت و حتی حیات اجتماعی، تاریخی، سیاسی و مدنی با مشکلات مختلف مواجه و بلکه نابود خواهد شد».
خاتمی در ادامه گفت: «دومین هدف کارآمدی بدین معناکه افراد چگونه میتوانند علم را به کار گیرند و کشور و جامعه را با این علم اداره کنند؛ کارآمدی فقط تربیت نیروی علمی و انسانی کارآمد نیست، بلکه این است که دانشگاه عالم به مدیران ما کمک کند که کارآمد شوند، یعنی راه مدیریت علمی و منطقی را به آنها بیاموزند و اگرتصمیمسازان ما عالمان ما باشند آنوقت مدیریت کار آمدی در کشور داریم و تصمیم گیران نیز درست عمل میکنند».
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: «هدف سوم روشن فکری است و روشنفکر یعنی کسی که از خود بیرون آمده و به سرنوشت جامعه میاندیشد و اهل نقد و نظر است وعظمت، پیشرفت، آزادی و اعتلای جامعه خود را میخواهد».
رئیس دولت اصلاحات افزود: «روشنفکر کارآمد باید دو خصوصیت داشته باشد که دانشگاههای ما باید و میتوانند در این زمینه کار کنند، یکی اینکه چون وجود انسان تاریخی است کسی روشنفکر خواهد شد و میتواند در جامعه اثر مثبت بگذارد که با سنت آشنا و مانوس باشد».
وی ادامه داد: «در کشور ما اسلام بطور خاص در شکلدهی این سنت و ساختن هویت تاریخی و فرهنگی جامعه ما موثر است و وقتی میگوییم اسلام، اسلامی را میگوییم که غیر مسلمان هم در آن امکان رشد پیدا بکند».
خاتمی خصوصیت دیگر روشنفکر را آشنا بودن به اقتضائات زمان عنوان کرد و گفت: «کسی که زمان خودش را نمیشناسد، تاثیر و تأثر عوامل، خواستها و توقعات تاریخی جامعه را نمیشناسد و در زمان خودش نیست، نمیتواند زبان مناسب برای جامعه خود پیدا کند و جامعه هم حرف او را نمیشنود و راه حلهایی که ارائه میدهد به جای اندیشه بر توهم استوار است».
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد: «روشنفکر کسی است که با سنت و اقتضائات زمان خود آشنا باشد و بداند او در این زمان دارد زندگی میکند و چگونه میتواند از سنت که پایه اجتماعی اوست بهرهبرداری و حتی نوآوری کند تا بتواند گذشتهاش برای آیندهاش معنا داشته باشد و پیش برود».
وی تاکید کرد: «روشنفکر کسی است که از امکانات عظیم موجود، بتواند استفاده کند و برای ملت سربلندی، استقلال و عظمت بیافریند تا همه احساس حرمت بکنند».
رئیسجمهور سابق کشورمان در تبیین این مسئولیت یادآور
سید محمد خاتمی با تاکید بر نقش دانشگاهیان در این زمینه گفت: «متاسفانه ما گرفتار بحران تفکر هستیم که باید با استمداد از سنت و روح زمانه بتوانیم این بحران را حل کنیم و به یک جمعبندی درستی برسیم و دانشگاهها و محافل علمی میتوانند در این زمینه نقش بسزایی داشته باشند».
وی لازمه تحقق این نقش را وجود امنیت اجتماعی و احساس رضایت همه افراد جامعه و نخبگان به خصوص جامعه دانشگاهی دانست و گفت: «رضایت مبنای رشد اجتماعی و نقد به تعبیر امیرالمومنین علی (ع) وظیفه جامعه و حق والیان است پس ایجاد محدودیت در مسیر نقد قدرت موجب کاهش رضایت عمومی و محروم کردن جامعه و حکومت از یک حق اساسی است».
رئیس بنیاد باران در این باره اظهار داشت: «نظام اسلامی چنانکه در منابع دینی و تاریخی ما آمده است و در انقلاب و اندیشه حضرت امام نیز ریشه دارد؛ نظامی است انسانی و اخلاقی که باید همه شهروندان را در بر بگیرد و محدود به سلیقهها؛ افراد و گروههای خاص نشود و جلب رضایت نخبگان و آحاد جامعه را مد نظر داشته باشد».
سید محمد خاتمی با اشاره به این مساله به بررسی وقایع اخیر کشور پرداخت و گفت: «بزرگترین عامل تضعیف نظام؛ کاهش رضایت مردم و اعمال خشونت به هر شکلی است. خشونت از هر سو بهخصوص از ناحیه حکومت مضر به حال جامعه؛ دین و نظام است».
وی در ادامه این بحث اظهار داشت: «امروز سوال این است که بهخصوص در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و بهخصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟ اگر نکرده است باید فهمید که مشکل وجود دارد و عاملان این وضع تضعیفکنندگان نظام در اینجا کسانی هستند که سبب نارضایتی بیشتر در جامعه شدهاند».
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: «این جامعه متعلق به ماست. اما چرا اینقدر فضا تنگ شده است؟چرا اینقدر نیروهای ارزندهای که انتقاد یا حرف دارند؛ نهتنها حذف میشوند بلکه مورد هرگونه اهانت و فشاری قرار میگیرند»؟
خاتمی افزود: «وقتی به دانشجو، استاد، عالم؛ هنرمند؛ نیروهای اهل فکر و سابقهدار و جبهه رفته و نیروهایی که میگویند قانون اساسی را قبول داریم البته انتقاد هم داریم هرگونه ناسزا و نسبتی به آنها میدهند متاسفانه شعارهایی در جامعه مطرح میشود که هیچ کدام از ما نمیپسندیم؛ نظام تضعیف میشود و ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی آسیب میبیند».
وی در توضیح دلایل شرایط به وجود آمده گفت: «اینها به این دلیل است که به مردم احترام نمیشود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب میآید، رسانههای رسمی ما هر چه توانستند ناسزا و دروغ به افرادی میگویند که مورد توجه مردم هستند و همه اینها به نظام لطمه میزند».
سید محمد خاتمی برای حل این مسائل گفت: «همه باید به قانون اساسی بازگردیم و در چارچوب قانون اساسی و معیارهای اسلامی حرکت کنیم؛ باید پذیرفت که نمیتوان بهصورت پادگانی جامعه و دانشگاه را اداره کرد و این نحوه مدیریت به زیان مادی و معنوی و حیثیتی جمهوری اسلامی است».
رئیس جمهور سابق کشورمان در این زمینه افزود: «انتظار این بود که کمکم فضا غیر امنیتی شود، نه اینکه انتقاد و نقد کردن این همه هزینه برای جامعه داشته باشد، باید به خاطر داشت کسی که نقد میکند برانداز نیست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است».
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: «اما آیا امروز انتقاد منطقی هزینه ندارد؟ آیا منتقد متهم به انواع اتهاماتی که شایسته بدترین دشمنان کشور و ملت است، نمیشود؟ اگر جواب این سوالات مثبت است؛ اینها نشاندهنده انحرافی است که باید اصلاح شود و به راه درست بازگردد».
خاتمی در پایان تصریح کرد: «مبنای حرکت قانون اساسی است؛ ما ایران سربلند را میخواهیم، ما میخواهیم مردم حکومت را از خود بدانند و حکومت مردم را از خود بداند و همچنین انتقاد از خود را نعمت بداند، همانگونهای که امام راحل فرمود انتقاد، بلکه تخطئه یک هدیه الهی است و مراد امام از انتقاد و تخطئه ؛ انتقاد از خودشان و مسئولان بلند پایه بود».
گفتنی است پیش از سخنان خاتمی پنج تن از استادان دانشگاه علم و صنعت به تشریح مسائل موجود کشور و دانشگاهها و راههای برون رفت از وضعیت نا مطلوب کنونی پرداخته و به عنوان کسانی که سالها در محیط دانشگاهی و صحنه جامعه و مسئولیتها و مدیریت ها حضور داشتهاند و مسائل را از نزدیک لمس میکنند نگرانی شدید خود را از وضعیت مدیریت غیر کارشناسانه؛ غیر علمی؛ غیر واقعبینانه و سلیقهای در ابعاد مختلف فرهنگی؛ اجتماعی؛ اقتصادی؛ صنعتی، کشاورزی و سیاسی امنیتی؛ دیپلماسی و روابط خارجی؛ رسانهای و اطلاع رسانی؛ قضایی و حقوقی ابراز و خطر رکودها و تخریبها وحیف و میلهای ثروتهای ملی؛ از بین رفتن و سوختن فرصتهای اجتماعی و اقتصادی که میتوانست بسیار ارزنده و پیش برنده در روند توسعه همه جانبه کشور باشد روش برخی جریانها برای یک صدایی کردن جامعه خصوصاً فضای دانشگاهها و تضعیف نقش مستقل عملکرد قوه قضاییه و قوه مقننه، دخالت دستگاههای امنیتی نظامی و انتظامی در اموری که طبق قانون اساسی از ورود به آنها نهی و منع شدهاند عدم شفافیت در اطلاع رسانی و انعکاس واقعیتها و دیدگاهها و انتقادهای جریانهای سیاسی و مردمی قانونی بد بین کردن و تفرقه افکنی بین طیفهای مختلف اجتماعی و جریانهای فکری و سیاسی و نهادهای مردمی و قطبی کردن جامعه بیان کردند وبر اساس آنها برخی راه کارها را با تکیه بر قانون اساسی برای برون رفت از این شرایط ارائه دادند و بر التزام عملی همه نهادها و دستگاههای کشور به همه موارد قانون اساسی و اطمینان دادن عملی به مردم در جهت تامین خواستههای اکثریت ملت و حقوق اقلیت ها تاکید کردند.
در این دیدار همچنین بسترهای مساعد در توسعه صنعتی و نگرانیها از وضع اقتصاد و مدیریت کشور مورد اشاره قرار گرفت و ظرفیتها و مخاطرههای پیش روی جنبش اصلاحات و اینکه از تجربههای مشروطیت و انقلاب اسلامی و اصلاحات چگونه در این دوران باید بهره گرفت؛ بر فرصتها و تهدیدهایی که در برابر جامعه دانشگاهی و زنان وجود دارد تاکید شد.
خبرگزاري فارس: نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: سخنان اخير بوش در خصوص اصلاحطلبان ناشي از اعمال افراطي برخي سران اين جبهه است كه جريان فتنه را در كشور به راه انداختند.

اسماعيل كوثري، نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، اظهار داشت: زماني كه جورج بوش رسما از اصلاحطلبان در ايران حمايت كرد و اين عده را خط مقدم آمريكا در ايران دانست، نبايد طيف اصلاحات از كنار اين مسئله به راحتي عبور كند.
وي ادامه داد: اصلاحطلباني كه هنوز وفادار به انقلاب، نظام و رهبري هستند، بايد در درجه اول هرچه سريعتر نسبت به اين موضوع واكنش نشان دهند و طي موضعگيري شفافي اين گفته بوش را رد كنند.
اين نماينده مجلس همچنين گفت: اصلاحطلبان اگر واقعا خواستار منافع كشور هستند، نبايد نسبت به اين اظهارنظر بوش بيخيال باشند و آرام بنشينند؛ چرا كه گذشتن از كنار اين موضوع ميتواند به عنوان تصديقي بر سخنان بوش تلقي شود.
كوثري با اشاره به تفكر اصلاحطلبي در كشور اظهار داشت: اين تفكر در اصل هيچ مشكلي ندارد و تنها عدهاي در اين راستا سعي دارند برخي اصلاحات را در راستاي پيشرفت نظام به سرانجام برسانند.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس افزود: موضعگيري اصلاحطلبان در خصوص سخنان بوش ميتواند اين موضوع را تاييد كند كه اصلاحطلبان در چارچوب قانون، انقلاب و رهبري در حال فعاليت هستند؛ در غير اين صورت اين تفكر قوت ميگيرد كه اصلاحطلبان واقعا خط مقدم آمريكا در كشور هستند.
وي با بيان اينكه عدم اعلام موضع اصلاحطلبان در قبال سخنان بوش شبهات متعددي را در ذهن مردم شكل ميدهد، ابراز داشت: سكوت اصلاحطلبان در اين زمينه ميتواند به معني تاييد سخنان بوش باشد و در اين صورت ملت از كنار اين طيف و اعمال آنها به سادگي نخواهند گذشت.
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز جمعه تاريخي تهران تصريح كرد: طيف عظيمي از اصلاحطلبان كه مقيد به رهبري و ولايت بودند، بعد از آن نماز جمعه تاريخي، صفبندي خود را با جريان سبز مشخص كرده و اگر هم انتقادي به دولت داشتند در چارچوب قانوني مطرح كردند؛ اما عدهاي كه هدفشان از همان ابتدا نيز معلوم بود، باز هم با پافشاري بر مواضع خود به مقابله با ارزشها و انقلاب پرداختند.
كوثري همچنين دلايل ريزش طرفداران جريان فتنه در كشور را ناشي از اشتباهات متعدد سردمداران اين جريان دانست و ابراز داشت: در حال حاضر عدهاي قليل در كشور از جريان سبز حمايت ميكنند و تعداد اين عده به قدري كم است كه در روز 13 آبان اميد استكبار به كلي از اين جريان انحرافي در كشور قطع شد.
نماينده مردم تهران گفت: منظور بوش از اصلاحطلبان در كشور، سردمداران افراطي اين جبهه محسوب ميشوند؛ كه جريان سبز يا همان جريان فتنه در كشور را به راه انداختند.
وي در پايان تصريح كرد: افراي مثل كروبي، موسوي و خاتمي كه با اعمال خود در راستاي سياستهاي آمريكا در كشور در حال حركت هستند و قصد ندارند به قانون تمكين كنند، در واقع اميد آمريكا هستند و منظور بوش از خط مقدم آمريكا در ايران همين افراد است.
خبرگزاري فارس: همايش سراسري جغرافيا، توسعه، دفاع و امنيت در جنوبشرق كشور از سوي سپاه پاسداران برگزار ميشود.

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، همايش سراسري جغرافيا، توسعه، دفاع و امنيت در جنوبشرق كشور به منظور تبيين نقش راهبردهاي علوم جغرافيايي در حوزههاي توسعه، دفاع و امنيت در منطقه جنوب شرق كشور و نيز مشاركت جامعه علمي جغرافيايي ايران در حل برخي از مشكلات اين منطقه برگزار ميشود.
تبيين نقش و راهبردهاي علوم جغرافيايي در حوزه توسعه، دفاع و امنيت در منطقه جنوبشرق كشور و مشاركت جامعه علمي ايران در حل برخي از مشكلات از اهداف برگزاري اين همايش هستند.
اين همايش در 3 حوزه جغرافيا و توسعه پايدار در جنوبشرق كشور، جغرافيا و دفاع در جنوبشرق كشور و جغرافيا و امنيت در جنوبشرق كشور و با محورهاي جغرافيا و آمايش دفاعي، فيزيوگرافي مرزها در جنوبشرق و نقش آن در دفاع، جغرافيا و پدافند غيرعامل، نقش فناوريهاي نوين جغرافيايي در مسايل دفاعي، فيزيوگرافي مرزها در جنوبشرق و نقش آن در امنيت و نقش نيروهاي نظامي و انتظامي در امنيت منطقه و مرزهاي جنوبشرق برگزار ميشود.
محمد رویانیان، رئیس ستاد مدیریت حملونقل سوخت كه عملاً نماینده دكتر احمدینژاد در بحث حملونقل است،در مناظرهای شنیدنی با محسن هاشمی رفسنجانی، مدیرعامل شركت متروی تهران كارشناسترین فرد در بحث حملونقل را معرفی كرد.
به گزارش خبرنگار «آینده»، از حاشیههای جالب این مناظره آن بود كه رویانیان از مجری رادیو گفتگو پرسید، شما نگفتید طرف مقابل من محسن هاشمی است و محسن هاشمی هم گفت: من تقصیر ندارم، تقصیر رادیو فرهنگ است كه مجری تذكر داد، اینجا رادیو گفتگوست، نه رادیو فرهنگ!
مجری: در چند شب گذشته، ریاستجمهوری در مورد مترو و نحوه مدیریت آن، صحبت كرد، در این باره با آقای محسن هاشمی رفسنجانی، مدیرعامل محترم مترو تهران گفتگو میكنیم.
رئیسجمهور در سخنان دیشب خود به این نكته اشاره كردند كه دولت مدیریت مترو را به عهده خواهد گرفت، آیا اداره مترو در محدوده اختیارات دولت است؟
هاشمی: بنده درست منظور رئیسجمهور را از این موضوع متوجه نشدم، ولی آن چیزی كه از لحاظ قوانین مطرح است خدمت شما عرض میكنم. در سال 1354، شركت مترو در شهرداری تهران تشكیل شده است، قانون آن مصوبه مجلس بوده كه در آن نوشته به شهرداری تهران اجازه داده میشود كه اداره راهآهن شهری تهران و حومه (مترو) را برای ساخت تأسیس كند. تا سال 1359 كه این قانون توسط شورای انقلاب وقت تغییر داده شده و گفت به «شهرداری تهران» اجازه داده میشود به «دولت ایران» تغییر داده شد و شركت مترو از سال 59 تقریباً یك شركت دولتی شده و این تا سال 1379 ادامه پیدا كرد كه مجدداً تصمیم گرفته میشود شركت مترو به حالت قبل باز گردد و مصوبات آن در هیأت دولت تصویب شد و به تصویب شورای شهر میرسد، مجدداً شركت مترو به شهرداری باز میگردد و اساسنامه آن به تصویب شورای شهر و به تأیید وزارت كشور میرسد كه در بند 14 اساسنامه صحبت از وظایف مجمع میكند كه جزو وظایف آن، تغییر اساسنامه هم هست. یعنی احتمالاً اگر اینكار بخواهد صورت گیرد، باید به تصویب مجمع برسد و برای اجرایی شدن باید به تصویب شورای شهر تهران برسد تا اینكه اجرایی شود. البته این را هم بگویم كه این موضوع به بنده ارتباطی ندارد، چرا كه در حیطه وظایف مدیرعامل و هیأتمدیره نیست و وابستگی به شهرداری و تغییر اساسنامه وابستگی به دولت و یا هر ارگان دیگر، جزء وظایف مجمع است كه رئیس مجمع هم آقای قالیباف است در نتیجه بنده نمیتوانم پاسخگو باشم كه اینكار میتواند انجام شود یا نمیتواند.
مجری: آقای هاشمی بحث مونوریل یا قطار هوایی هم جزء بحثهای مطرح شده بود، با توجه به سابقه كارهای اجرایی در حوزه مونوریل، شما فكر میكنید اینكار اجرایی است؟
هاشمی: البته شما میدانید به دلیل نوع برخوردهایی كه در دو سه هفته اخیر شده، از من خواسته شده در این مورد زیاد صحبت نكنم تا نسبت به موضوع حساسیتهایی پیدا نشود، به دلیل اینكه فضا مقداری سیاسی شده است. دستاندركاران در شهرداری و دولت نمیخواهند چنین فضایی بر مترو حاكم شود كه مردم تهران از این بابت ضرر كنند.
مجری: آقای رویانیان شما مشاور رئیسجمهور در حملونقل كشور هستید. نظر شما راجع به صحبتهای شب گذشته رئیسجمهور چیست؟
رویانیان: موضوع ترافیك تهران یك موضوع پر دغدغه و مسئله اصلی شهر تهران است، موضوع چند وجهی است و با اقدامات مختلفی باید حل شود، این اقدامات باید به عنوان اقدامات اساسی و اقدامات قیمتی و همچنین یكسری اقدامات غیرقیمتی و مدیریتی، با هم به صورت مهندسی همزمان مورد توجه مدیریت شهری قرار بگیرد. به طور مثال، توصیه ما به اصلاح تقاطعها، توسعه پاركینگها، توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی است. توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی در ابتدا باید بر اساس طراحی یك شبكه حملونقل تركیبی در تهران صورت پذیرد، سپس بسته مدیریتی این حملونقل بر روی این شبكه تعریف شود و بعد ما به فكر توسعه باشیم. به طور مثال، ما الان 6500 اتوبوس فعال در تهران داریم،اگر بخواهیم یك شبه 5 هزار دستگاه به ناوگان اضافه كنیم، در كجا میخواهند تردد كنند، در چه شبكهای میخواهند كار كنند؟ چه سامانه مدیریت نرمافزاری وجود دارد كه این همه اتوبوس را هدایت كند. ما الان 6500 دستگاه اتوبوس داریم كه 6500 راننده تصمیم میگیرند چه كنند؛ در حالیكه باید یك سیستم مدیریتی بر همه اینها اشراف داشته باشد تا به نفع مردم بشود. یكی از ابعاد حمل و نقل عمومی مترو است كه اتفاقاً بهترین و محكمترین نوع حملونقل برای مصرف طولانی مدت است، البته تاكسی هم هست كه تعریف دیگری دارد ولی الان در شهر تهران، تاكسیها معادل اتوبوس، مسافر جابهجا میكنند. یك بحث دیگر، بحث تغییر آمایشی سرزمین است، مكانهای ترافیكزا را باید جابهجا كنیم، محدودیتها، ممنوعیتها، طرح زوج و فرد را باید تغییر داد. یكی از نیازهای ما در توسعه حمل و نقل، توسعه مترو است. البته ما باید از تمام كسانی كه تا به حال در مترو زحمت كشیدهاند به خصوص آقای مهندس هاشمی تشكر كنیم، ولی ما معتقدیم كه مدیریت مترو باید از یك سیستم جدید، یك نگاه جدید برخوردار باشد و با تعامل گسترده و مشاركت بخشهای مختلف و بر اساس نیاز جامعه گسترش یابد. ببینید مترو با توجه به نیاز جامعه به صورت جهشی توسعه پیدا كند یا باید بر مبنای پول، دارایی و امكانات دولت و شهرداری توسعه پیدا كند.
مجری: آقای رویانیان، این جهش به چه معناست؟
رویانیان: شما مستحضر هستید كه امسال كل اعبتارات مترو تهران را مجلس به طور مستقیم به شهرداری داده است و به هیچ دستگاه دولتی واگذار نكرده است. من حرفم این است كه اگر ما بخواهیم با این پولها مترو بسازیم، باید با همین روند فعلی رو به جلو حركت كنیم و هیچكدام اعتراض نكنیم و بپذیریم كه سالی 10-8 كیلومتر مترو با واگن توسعه یابد یا باید بپذیریم سالی 20 كیلومتر مترو ساخته شود كه در این مورد دو نوع نگرش وجود دارد. آقای رئیسجمهور دكترای حملو نقل ریلی دارد و شهردار گذشته تهران و رئیسجمهور فعلی است، اعتقاد دارد ما باید یك تلفیقی از مدلهای گوناگون حملونقل شهری را داشته باشیم. حرف ما این است اگر میخواهیم 20 كیلومتر مترو در سال پیشرو داشته باشیم، باید با هم هماهنگ شویم كه اول بودجه مالی آن را تأمین كنیم، بر اساس اصل 44 چقدر میتوانیم از شركتهای خصوصی داخلی و خارجی استفاده كنیم.
مجری: آقای هاشمی، ما نظر شما را هم میشنویم.
هاشمی: البته، این بحثها كلیات است، ببینید خط یك، 30 كیلومتر است كه بیش از 14 كیلومتر آن بر روی زمین حركت میكند، در شوش مترو بر روی زمین حركت میكند، در شهرری هم در داخل زمین و هم بر روی زمین حركت میكند و دوباره تا بهشتزهرا بر روی زمین حركت میكنیم. در خط 2 هم همینگونه تلفیقی عمل میشود. بنابراین ما بر اساس ویژگیهای مسیر و موانع فییكی مسیر را تأمین میكنیم. این طور نیست كه من بگویم برویم زیرزمین یا آقی رئیسجمهور دستور بدهد كه برویم روی زمین.
مجری: آقای هاشمی، متروی تهران در چند هفته اخیر با مشكلات عدیدهای روبرو بوده، به هر حال با كمك دولت و شورای شهر تهران باید مشكلات حل شود، چرا هنوز مشكل وجود دارد؟
هاشمی: همان طور كه میدانید 70-60 درصد مشكل ما، مشكل تأمین واگن است، بخشی در حدود 20 درصد مشكلات یارانهای قطعات یدكی بود كه در حال حاضر حل شده است و این موضوع با آمدن بخشی از قطعات یدكی و پیمانكاران فنی، در حال حل شدن است. بخشی هم مربوط به واگن است و تا زمانیكه ما واگن به خطوط مترو تهران تزریق نكنیم، مشكلات مربوط به كمبود قطار به این سادگی و به این زودی حل نمیشود.

مبلغ قرارداد هم كم نیست، قرارداد ما با واگنسازان داخلی حدود 900 میلیارد تومان است كه از این مقدار، 170 میلیارد تومان آن پرداخت شده، باقیمانده آن باید در طول دو سال و نیم آینده پرداخت شود. در نتیجه ما عددی در حدود 400-300 میلیارد تومان نیاز داریم تا بتوانیم واگنهای متروی تهران در طول دو سال و نیم اینده برای خط یك، دو، پنج و بخشی از خط چهار كه هماكنون در حال سرویسدهی است را تأمین كنیم و اگر این تأمین نشود، ما قطعاً در پیك اسفند مشكلات بیشتری داریم، چه مترو در اختیار شهرداری باشد چه در اختیار دولت، فرقی نمیكند چرا كه در تعداد واگن فرق نمیكند.
مجری: آقای هاشمی در مطبوعات اشاره میشد كه مشكل مترو، مشكل مدیریت مترو هم هست، اگر ممكن است بفرمایید این مشكلات مدیریت چگونه قابل حل شدن است.
هاشمی: بله، بحث كمكاری پرسنل یا ناراحتی پرسنل، همانطور كه شما میدانید در هر سازمانی، كاركنانی هستند كه میتوانند راضی یا ناراضی باشند و بالاخره درصد كارایی یا كارورزی یك سازمان هیچوقت صددرصد نیست و من هم نمیتوانم بگویم كه در متروی تهران توان مدیریتی و پرسنلی ما صددرصد به كار گرفته میشود ولی رفتن به خطا، صحبتهایی كه اختلافات را بیشتر میكند و نپرداختن به مشكل اصلی كه كمبود قطار و واگن است، صحیح نیست. میدانید كل بودجه متروی تهران به قول آقای رویانیان 600 میلیارد تومان است، بر اساس برنامهای كه از طرف دولت و مجلس به ما ابلاغ شده است، حالا چگونه ما میتوانستیم با این پول 900 میلیارد تومان واگن بخریم و در ضمن خطوط مترو را هم 15-10 كیلومتر توسعه دهیم؟
مجموعاً نیاز متروی تهران سالی 1500 میلیارد تومان است، ما به جای این مبلغ سالانه از دولت و شهرداری 300-250 میلیارد تومان دریافت كردیم. در نتیجه هم مقداری توسعه دادیم و هم خطوط گذشته را بهبود دادیم و هم مقداری واگن تأمین كردیم.
مجری: آقای هاشمی این مشكل كه هنوز وجود دارد، پس كی حل میشود، حداقل یك زمان تعیین كنید؟
هاشمی: مطمئن باشید كه هر وقت اعتبارات برای تأمین واگن تهیه شود و فرصتی داده شود تا واگنسازان داخلی واگن بسازند، این مشكلات میتواند حل شود.
مجری: آقای رویانیان شما به دغدغه آقای هاشمی میپردازید؟
رویانیان: به من اطلاع داده نشده بود كه قرار است با آقای هاشمی مباحثهای داشته باشم.
مجری: خوب آقای رویانیان، ایشان مشكل اعتبارات است، البته ما به مشكل مدیریت هم اشاره كردیم.
رویانیان: ببینید با اعتبارات تنها كه تمام مشكلات حل نمی شود. خود شما هم اگر ماشین و خانه و امكانات داشته باشید، باز هم میگویید پول میخواهم. اما مثلاً اگر یك شبه 5000 دستگاه اتوبوس وارد شود، كجا تردد میكند و كجا نگهداری میشود.
هاشمی: آقای رویانیان اجازه بدهید واگن برای مترو بیاید، جای تردد آن كاملاً مشخص است، شما نگران نباشید.
رویانیان: در مورد بحث واگن، ما میگوییم توسعه مترو بدین معنی نیست كه ما زمین را حفر كنیم و ریلگذاری انجام دهیم، بدین معنی است كه ما هرچه به جلو میرویم، واگن، راهاندازی و افتتاح با هم اتفاق بیافتد. در حال حاضر ما مقدار قابل توجهی خط در زیرزمین كشیدهایم و باید واگن برای آن تهیه كنیم.
هاشمی: آقای رویانیان بر روی هوا هم اگر خط بكشیم، باز هم باید برای آن واگن تهیه كنیم.
رویانیان: كسی منكر این موضوع نیست، حرف ما این است كه چرا جدل كنیم، چرا به دولت اعتراض میكنید؟
هاشمی: ما به كسی چیزی نگفتیم، چه كسی جرأت دارد به دولت حرفی بزند؟!
رویانیان: این مشكل برای همه است و همه هم باید در یك جبهه كار كنند و همه ما هم خدمتگزار مردم هستیم. ما میگوییم كه این مشكل متعلق به كشور است. شما به دلیل وجههای كه دارید، مجلس به شما كمك میكند، شهرداری هم كه تعامل خوبی با مجلس دارد، شما خودتان میبینید چقدر چانهزنی میكنید و چقدر پول میگیرید.
هاشمی: ببینید آقای رویانیان مترو كه اعتبارات قانونی داشته.
رویانیان: این موضوع مربوط به سال 81 است و بدهی شما هم بیشتر مربوط به آن دوران است و واگنهای شما هم كمكم به شما تحویل داده میشود.
هاشمی: مجلس به مترو اجازه داده است از صندوق ذخیره ارزی، 5/1 میلیارد دلار برداشت كند و وزارت كشور و حتی شخص شما هم تأیید كردهاید. در سال گذشته این مبلغ به مترو داده نشد، نتیجهاش این شد كه واگنها به مترو تحویل داده نشد. البته این پروسه دو سال طول كشیده است.
رویانیان: آقای هاشمی، پروسه این موضوع طولانی است، مشكلات ایجاد میشود. آن بانكی كه قرار است تأمین اعتبارات كند تحریم میشود.
هاشمی: اگر صندوق ذخیره ارزی پول را بدهد كه اصلاً تحریم معنی ندارد، در حال حاضر ال-سی باز شده است و فقط نیاز مالی داریم و قانونش هم هست تا مشكل كشور حل شود.
رویانیان: ببینید آقای هاشمی فقط مدیر این نیست كه بگوید پول لازم است. حرف ما این است كه ایشان در حال حاضر دارند برای شهرداری مترو میسازند، شهرداری مدیر حملونقل و مدیر پایتخت است،این را شهرداری باید مدیریت كند. مدیریت این نیست كه هر موقع كار به تنگنا برسد داد بزند بگوید پول ندارم. مدیریت یعنی اینكه مجموعه تواناییها، امكانات، ظرفیتها را بتوانیم با هم هماهنگ كنیم، تعامل ایجاد كنیم، با هم مشاركت كنیم، بخش خصوصی را وارد كنیم، بتوانیم در بخش خارجی فعال شویم، بعد هم اینكه شما متناسب با داشتههایت مدیریت كنی و به بهرهوری برسانیم. اینكه ما هر دفعه بگوییم پول نیست و كار تعطیل میشود، اینكه مدیریت نیست، اینكا را كه هر انسان عادی میتواند به جای ایشان كه انصافاً هم زحمت كشیده و خوب كار كرده، انجام دهد. هر كارمند عادی میتواند فریاد بزند كه پول نداریم و تصقیرها را گردن كس بیاندازد ولی این در شأن آقای هاشمی نیست. ما از آقای هاشمی توقع داریم، شهرداری تهران به اندازه كل شهرداریهای ایران درآمد دارد و كسی مدیریت آن را برعهده دارد كه مدیر ملی بوده و مجموعه قویای در شهرداری تهران مشغول به كار هستند. ما باید تعامل كنیم و قدرت مشاركت دادن همه را داشته باشیم، با هم كار كنیم و همدلی ایجاد كنیم.
مجری: آقای هاشمی، مردم احتیاج به خدمات دارند، شما بفرمایید به چه مقدار پول نیاز دارید. آقای رویانیان بفرمایید كه چه مقدار پول پرداخت شده است؟
هاشمی: اصلاً بحث دادن اعتبارات بیمورد كه نیست، در سال گذشته بحث شد كه متروی تهران این مقدار پول دارد هم برای توسعه و هم تهیه واگن، لذا در بودجه كشور، برای متروی تهران 290 میلیارد تومان تعیین شده كه از آن 210 میلیارد تومان به متروی تهران پرداخت شد. در مورد باقیمانده پول قرار بود از حساب ذخیره ارزی در اختیار متروی تهران گذاشته شود و مصوبات آن در مجلس داده شده و به تأیید وزارت كشور هم رسید و به دولت رفت كه در كمیسیون اقتصاد دولت كه جایگزین هیأت امنای ارزی منحل شده بوده متأسفانه اصلاً مسئله مترو مطرح نشد كه بتواند این پول داده شود. اگر الان شما میبینید نمایندگان تهران، طرحی را به مجلس بردهاند كه مجدداً دولت را مكلف كنند كه بودجه یك میلیارد دلار را به متروی تهران بپردازد، به این دلیل بوده كه پارسال در قانون به دولت اجازه داده شده كه اعتبارات را به مترو بدهند كه ندادند، حال امسال یك عده از نمایندگان دلسوز تهران طرحی را به مجلس دادهاند، یك فوریت آن هم تصویب شده است كه ما امیدواریم زودتر به آن رسیدگی كنند و دولت را مكلف كند كه این یك میلیارد دلار را به ما بدهد، كه ما در سیستم بانكی داخلی بگذاریم و در اختیار تولیدكنندگان داخلی بگذاریم و از طریق تولیدكنندگان داخلی كه اشتیاق دارند كار كنند و برای اینكار اشتغالزایی هم انجام میشود و از طرفی مشكل مردم تهران هم حل میشود. چرا دو سال پول به متروی تهران ندادند كه در حال حاضر چنین مشكلاتی به وجود بیاید. اگر پول به ما بدهند كه ما به واگنسازی پارس و واگنسازی تهران بدهیم قطعاً این شركتها مشغول به كار میشوند و به كار گرفته میشوند و هم واگن تولید میشود و هم اشتغال ایجاد میشود.
رویانیان: ما پول به متروی تهران دادهایم، تمام اسناد آن هم معلوم است و مجلس، دولت و خود آقای هاشمی هم میداند.
مجری: چقدر پرداخت كردید؟
رویانیان: هر چقدر كه تصویب شده است. مجلس پول تصویب میكند. نكته بعدی اینكه وقتی هیأت امنا منحل شد تا شورای اقتصاد شكل بگیرد، تأخیری ایجاد شد. خود بنده در شورای اقتصاد دفاع كردم و این مصوبه از آنجا هم عبور كرده است،نكته بعدی اینكه واگنها از چین وارد میشود.
هاشمی: 5 سال است كه ما از داخل واگن تهیه میكنیم.
رویانیان: واگنسازی پارس را دولت فعال كرده است.
هاشمی: واگنسازی تهران را هم شركت متروی تهران تأسیس كرده است. واگنسازی تهران در جنوب تهران كار مشتركی هم با واگنسازی پارس برای تولید 455 عدد واگن انجام میدهد یك بار شما تشریف بیاورید و ببینید.
رویانیان: شما حرف خودتان را میزنید،ما دیگر صحبتی نداریم، یك صحبتی آقای راسخ در مورد صحبتهای رئیسجمهور كرده و من را هم نمیدانم چرا به پشت خط آوردهاند.
هاشمی: من هم نفهمیدم، به ما زنگ زدند و گفتند شما آمدید پشت خط، ما هم چون به شما علاقه داشتیم آمدیم.
رویانیان: به ما زنگ زدند اصلاً نگفتند آقای هاشمی پشت خط است.
مجری: آقای رویانیان بالاخره مشكل مردم كی حل خواهد شد؟ آقای هاشمی میگویند یك میلیارد دلار نیاز دارند.
رویانیان: مشكل مردم به دست با كفایت دولت، با تلاش شهرداری و مسئولین حل خواهد شد، من عرض كنم مشكلی وجود ندارد و مسئله این است كه متروی تهران، یك سیستم حمل و نقل مهمی است كه رویكرد به آن در حال افزایش است و باید همه كمك كنیم تا زودتر توسعه پیدا كند و راهحل این است كه مدیریت جدید اعمال شود یا دولت شخصاً وارد عمل شود یا هر راه دیگر باید همه دست به دست هم دهیم كه مترو كه یكی از مهرههای حملونقلی ماست، مشكلش حل شود. در لندن 300 كیلومتر مترو وجود دارد، سیستم اتوبوسرانی به مراتب قویتر و بیشتر از ماست. در هیچكجای دنیا مترور ا به عنوان یك سیستم حملونقل به صورت تنها به كار نگرفتهاند.
هاشمی: ولی آقای رویانیان، در هیچكجای دنیا 400 میلیارد تومان تونل و ایستگاه نمیسازند كه از نصف ظرفیت آن استفاده كنند. این خیلی بد است كه نصف ظرفیت مترو در طول سی سال از بین برود و ما واگن برای استفاده نداشته باشیم، متأسفانه از سال 85 هیج قطاری به سیستم مترو تزریق نشده است.
رویانیان: پس این پارتی كه شب عید آمده است، چه شده؟
هاشمی: طبق قررداد جدید در خط كرج، 25 عدد واگن اضافه شده، یكی از مشكلات فعلی ما، افزایش مسافران كرج به سمت تهران است.
رویانیان: ما چند وقت پیش در مورد مترو در جایی چند كلمه حرف زدیم، بعضی از سایتهای منتسب به افراد و بعضی از جاها، شروع كردند علیه ما حرف زدند كه بنده كارشناس نیستم و... بنده نمیدانم سی سال در كجا كار میكردم. الان هر حرفی هم بزنیم، بقیه ناراحت میشوم.
هاشمی: آقای رویانیان ما كه به اندازه شما كارشناس نیستیم فقط 16 سال سابقه مترو داریم.
رویانیان: الان رئیس دولت ایران، كسی است كه قبلاً شهردار تهران بوده دكترای حملونقل ریلی دارد و كارشناس ترافیك است و بر روی مترو هم تحقیقات زیادی داشته. ایشان كارشناسترین فرد نسبت به مترو است، البته بعد از آقای محسن هاشمی كه سابقه زیادی دارند.
هاشمی: البته، بنده دو سال مدیرعامل مترو در زمان ایشان بودم، بحث من این نیست كه ایشان كارشناس نیستند. بلكه ایشان هم به خوبی میدانند كه متروی تهران نیاز به واگن دارد، الان بحث این است كه ما برای مترو واگن تأمین كنیم.
رویانیان: باشد ولی بهتر است به جای ناراحتی و فریاد زدن، همه در كنار هم فعالیت و مشاركت كنیم، همه ما مسئول هستیم و باید با هم این مشكل را برطرف كنیم. مانند اینكه یك پلیس، دزد ببیند و فریاد بزند آی پلیس!
هاشمی: من فریاد نمیزنم چون دارم با موبایل صحبت میكنم اگر بلند صحبت میكنم، ببخشید.
رویانیان: صدای شما بد نیست، خشن هم نیست. شما بحمدا... آدم متواضع و خوبی هستید، فریاد هم یك مثال است.
هاشمی: ولی این آقایان رادیو فرهنگ بودند كه من و شما را بدون اطلاع قبلی رودرو قرار دادند.
رویانیان: بله،قبل از تماس هم به بنده نگفته بودند كه قرار است با شما مباحثه كنم.
مجری: بله، البته رادیو گفتگو. ما هم خوشحالیم كه آقایان هاشمی و رویانیان هم به عنوان مسئول معتقدند كه میتوان این مشكل را با آرامش حل كرد.
هاشمی: دقیقاً همینطور است، ما مشكل شخصی با هم نداریم. در كنار تأمین سایر موضوعات حملونقل، باید واگنهای مترو هم تأمین شود. اینها نیاز به بحث و بررسی ندارد، ولی مطمئناً نمیتوان با 150-100 مییارد تومان مشكلات مترو تهران را حل كرد.
رویانیان: بله، ولی به هر حال باید طوری مدیریت كنیم كه یا بودجه را افزایش دهیم یا ارزش افزوده آنرا با استفاده از راهكارهای مختلف افزایش دهیم، یا اینكه تحمل كنیم تا موانع پیشرو برداشته شود.
هاشمی: اصلاً هیچ مشكلی برای تأمین واگن وجود ندارد، هم تخصص، هم اشتغال و هم كارخانهاش در كشور وجود دارد. لازمهاش این است كه یك پولی به این كارخانهها تزریق شود چه از طریق وام بانكی و چه از طریق بودجههای دولتی یا از هر طریقی كه شما صلاح میدانید.
|
آیت الله سبحانی: بسیج از ابتدای انقلاب گره گشای مشکلات بود | |
|
استانها: آیت الله سبحانی گفت: بسیج از ابتدای انقلاب مشکلشکن بود و همیشه امام و رهبری از آن ستایش کردند. به گزارش خبرگزاری شبستان از قم، این مرجع تقلید امروز (26 آبان) در دیدار با رییس سازمان بسیج مستضعفان با اشاره به خدمات امام محمد تقی (ع) تصریح کرد: خدماتی که امام جواد انجام دادند فوقالعاده است؛ ایشان از همان دورانی که امامت را بر دوش گرفتند علم سرشار و سیاستشان کارساز بود. | |
اعظم فراحی همسر احمدینژاد در اجلاس همسران سران کشورهای غیرمتعهد گفت: جهان نیاز دارد تا صدای زنان و کودکان فلسطینی را که تحت جنایات رژیم صهیونیستی قراردارند بشنود.
به گزارش شبکه ایران به نقل از پرس تیوی، اعظمالسادات فراحی همسر رییس جمهوری ایران که برای شرکت در اجلاس همسران سران کشورهای غیرمتعهد به ایتالیا سفر کرده است روز یکشنبه در سخنرانی خود با انتقاد شدید از جنایات اسراییل در نوار غزه گفت: میلیونها زن و کودک فلسطینی در نوار غزه تحت جنایات بشری رژیم صهیونیستی هستند و جهان نیاز دارد تا صدای آنها را بشنود.

وی در این اجلاس که با عنوان « امنیت غذایی و نقش زنان در دسترسی به منابع» به ریاست سوزان مبارک همسر حسنی مبارک، رییسجمهور مصر که ریاست دورهای غیرمتعهدها را برعهده دارد، برگزار شد، افزود: اسراییل حق ندارد به جنایات خود در نوار غزه که منجر به وجود آمدن فجایع انسانی و وخیم شدن اوضاع بهداشتی در آن منطقه شده،
گفتنی است، سخنرانی همسر احمدینژاد در ایتالیا مورد توجه گسترده رسانههای بینالمللی قرار گرفته است.
گروه اجتماعی- در حالی که مشکلات مترو طی روزهای اخیر نارضایتی گسترده شهروندان را به دنبال داشت، شهرداری تهران و مسئولین مترو به جای پاسخگویی به مردم، بحث بودجه را پیش کشیدند تا هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده باشند و هم توپ را در میدان حریف سیاسی انداخته باشند. بعد از این فرافکنی بود که در یک سناریوی مشترک، رسانه های حامی شهرداری تهران، دولت را در جایگاه پاسخ گویی نسبت به مشکلات مترو نشاندند تا تبرئه خود را در حاشیه آن نتیجه بگیرند.

واگویی حقایق از جانب رییس جمهور در برنامه تهران 20 اما تمام حرف و حدیث ها را پایان بخشید. دکتر احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی خود در مورد مسائل تهران، از 6 برابر شدن بودجه مترو در دولت نهم و دهم سخن گفت و تصریح کرد:«قبل از اين، مجموع كمك دولت هاي قبلي براي ساخت مترو تا حدودي 100 ميليارد تومان بود اما در اين دولت بيش از 600 ميليارد تومان به مترو كمك شده است.» دولت همچنین اعلام آمادگی کرد تا خود مدیریت مترو را در دست بگیرد و یک بار برای همیشه به مشکلات مترو که تاخیرهای مکرر و اعتراضات کارکنان را شامل می شود، پایان بخشد.
بالا گرفتن انتقادات از متروی تهران و فرافکنی مسئولان آن اما موضوع جدیدی نیست. بازخوانی روند چندین ساله مدیریت مترو تصویری روشن از این دست برخوردها ارائه می کند. به عنوان مثال سال 78 بود که حرف و حدیث ها در مورد مشکلات مترو و ناکارآمدی مدیریت مترو که چون دانشگاه آزاد پایان ناپذیر به نظر می رسد، بالا گرفت. در عین حال، اخباری مبنی بر ریزش تونل های مترو منتشر شد که مشکل را برای مسئولین آن دو چندان می کرد.
آن روزها محسن هاشمی، مدیر عامل متروی تهران، خود در گفتگو با روزنامه صبح امروز به جوسازی و سیاسی کاری های مسئولین مترو اعتراف کرد. فرزند هاشمی رفسنجانی با صراحت تمام گفت: «شایعه ریزش مترو را خودمان دامن زدیم تا پول بگیریم!» او همچنین تاکید کرد: «گاهی در کشور برای جذب مسئولان به سوی پروژه ها و گرفتن اعتبارات لازم، احتیاج به مقداری جوسازی داریم!» در واقع اینکه گفته می شود مشکل متروی تهران سیاسی است و نه فنی، واقعیتی است انکارناپذیر که متاسفانه در مصاحبه محسن هاشمی هم بروز دارد.
هاشمی گفت:«ما همیشه پول می خواهیم اما به ما کم پول می دهند بنابراین به بخش اولویت دارمان نمی رسد. ما برای اینکه بتوانیم برای بخش های اولویت دارمان پول بگیریم، یک مقدار شلوغ می کنیم که آقا دارد می ریزد و فلان و بهمان. بیایید پول بیشتر بدهید. بعد اینها می آیند و می گویند دردتان چیست و ما دردمان را می گوییم و پول می گیریم!»
محسن هاشمی در مصاحبه خود به همین میزان هم بسنده نکرد و ادامه داد:«ببینید! در کشور بعضی وقت ها جذب کردن مسئولان به طرف پروژه ها و گرفتن اعتبارات احتیاج به یک مقدار "جو" دارد!»
سوالی که وجود این است که آیا همه فرافکنی های آقا محسن و مسئولین مترو از همین جنس است یا می توان دعواهای سیاسی را هم به آن اضافه کرد و فراموش شدن مشکلات مردم و پاسخگویی به مردم را نتیجه گرفت؟ آیا موضوع تنها فرار از پاسخگویی است؟
در این میان به نظر اکنون چند سوال دیگر هم وجود دارد که باید مسئولین مترو و شهرداری پاسخگوی آن باشند. نخست روند مدیریت بودجه مترو طی سال های اخیر است و دیگر علت فرافکنی های سیاسی و ناکارآمدی های موجود.
آيت الله العظمي مکارم شيرازي گفت: بعضي افراد پس از جنگ بر اين اعتقاد بودند که بايد بسيج تعطيل شود و هدف آنها اين بوده که ريشه بسيج که امام (ره) آنرا شجره طيبه ناميد را بخشکانند.
به گزارش رجانیوز، آيت الله "ناصر مکارم شيرازي" در ديدار سردار سرتيپ محمدرضا نقدي، رييس سازمان بسيج مستضعفين ضمن تسليت ايام شهادت امام جواد (ع) تاکيد کرد: يکي از سرمايههاي مهمي که اسلام به انقلاب اسلامي ايران عطا کرده است تفکر بسيج است.
وي با اشاره به اينکه بسيج خارچشم دشمنان است، افزود: همه مسلمانان از نظر اسلام بسيجي هستند، پيروزيهاي صدر اسلام به دليل رواج فرهنگ بسيج بود پيروزي ما در انقلاب اسلامي نيز به علت بازگشت به فرهنگ بسيج بوده است.
وي با اشاره به اينکه مومنان سربازان اسلام هستند، اظهار کرد: جنگ و سرکوب دشمنان و شهادت در راه اسلام افتخار بسيار بزرگي است.
مکارم شيرازي با اشاره به اينکه يکي از طبيعتهاي انقلاب از هم پاشيدگي آن در اوايل وقوع است، گفت: دشمن در ابتدا با استفاده از اين فرصت به کشور حمله کرد. امام خميني (ره) در همين هنگام بود که فرمان تشکيل بسيج را صادر کرد و با روانه کردن سيل جمعيت به جبههها دشمن را نابود کرد.
وي بقاء انقلاب را در سايه فرهنگ بسيج دانست و ادامه داد: بسيج بايد مطابق زمان باشد به گونهاي که در زمان جنگ در ميدان نبرد، در هنگام تهاجم فرهنگي در ميدان مبارزه با تهاجم فرهنگي و در هنگام سازندگي در ميدان سازندگي حضور داشته باشد.
اين مرجع تقليد با تاکيد بر اينکه بسيج نيروي الهي است، اظهار کرد: بعضي افراد پس از جنگ بر اين اعتقاد بودند که بايد بسيج تعطيل شود و هدف آنها اين بوده که ريشه بسيج که امام (ره) آنرا شجره طيبه ناميد را بخشکانند.
وي با اشاره به اينکه بسيج بايد همچنان باقي باشد، افزود: هنگامي که وارد دنياي مادي ميشويم چيزي به اسم بسيج در آنها وجود ندارد. آنها سربازان خود را با هزينه فراوان راهي عراق و افغانستان کردهاند اما آمار بيماريهاي رواني، خود کشيها و نارضايتيها در سربازان آنها فراوان است.
اين مرجع تقليد ادامه داد: اما در فرهنگ اسلام مسلمانان بدون هيچگونه توقع و چشم داشتي و با توکل بر خداوند در تمامي صحنهها حاضر ميشوند.
وي با تاکيد بر اينکه آموزهها و تعليمات اسلام باعث ايستادگي ما در برابر دشمنان است، تصريح کرد: تا زماني که فرهنگ اسلام، بسيج، اعتقادات مذهبي، سپاه و ارتش و تشکيلات نظام وجود دارد اسلام و انقلاب اسلامي تداوم مييابند.
مکارم شيرازي با اشاره به آموزشهاي بسيج گفت: بدون آموزشهاي جديد نميشود بسيج را در صحنه نگه داشت.
وي با تاکيد بر اينکه نبايد به يک حدي از معلومات اکتفا کرد، گفت: هر روز شبهات و سوالات گوناگوني به وجود ميآيد که بايد با آموزشهاي لازم توان ايستادگي در مقابل آنها را بالا برد.
استاد درس خارج فقه حوزه علميه قم اظهار کرد: علاوه بر آموزش بايد آسيبهاي بسيج نيز شناسايي و براي آنها راه حل پيدا کرد.
وي ادامه داد: نبايد تفکر کساني که وارد عرصه بسيج ميشوند براي دستيابي به امکانات و يا برقراري ارتباط براي منافع باشد بلکه بايد افراد خالصانه و براي خدا قدم در اين راه بگذارند.
مکارم شيرازي با تاکيد بر اينکه بسيج خار چشم دشمنان اسلام، نظام و انقلاب است، تاکيد کرد: دشمنان ميکوشند تا در اين نهاد نفوذ کرده و به آن آسيب برسانند پس بايد تلاش کرد که اين نهاد حفظ شود تا آسيبي به انقلاب نرسد.
![]() |
![]() |
شخصيت به چارچوب هويتي اشخاص اطلاق مي شود كه در طول زمان شكل گرفته و وجوه نسبتاً ثابتي از افكار ، عادات و عملكردهاي او را به نمايش مي گذارد.
شخصيت يك معناي اصطلاحي هم خصوصاً در كشورما و پس از انقلاب يافته است كه معمولاً مضاف براي انقلاب و نظام ، مملكت ، كشور ، دولتي و ... نيز قرار مي گيرد.يكي از القاب قابل احترام در پس از انقلاب تركيب " شخصيت انقلابي" است كه نشان دهندۀ هويت انقلابي اشخاص مي باشد كه تاكنون هم چيزي از بار ارزشي آن كاسته نشده و شخصيت انقلابي به كساني اطلاق مي شود كه در خط راستين انقلاب و نظام مبتني بر حاكميت ولايت فقيه باشند.
اما شخصيت ها نيز مانند اشخاص ممكن است كه به مرور زمان – البته با نسبت كوتاه مدت يا دراز مدت – دچار تغيير هويت و استحاله شوند و ديگر آن بار شخصيتي گذشته را نداشته باشند. يعني به صورت آرام و بطئي شخصيت هايي مثبت به شخصيت هايي منفي تبديل گردند و يا مثلاً شخصيتي انقلابي به شخصيتي ضد انقلابي بدل گردد. طبيعي است كه ملاك و معيار تشخيص انقلابي و ضد انقلابي يا ارزشي همان معيارهاي انقلاب و ارزش ها و افكار عمومي مردم انقلابي و ارزشمدار كه به اين موارد اعتقاد و باور دارند مي باشد.
ما طبعاً به كساني كه شخصيتي انقلابي و ارزشي محسوب مي شوند احترام مي گذاريم و حتي مادامي كه كليت شخصيت آنها را صفت انقلابي و ارزشي بودن تشكيل مي دهد اگر احياناً خطا و عمل ضد انقلابي و ضدارزشي نيز از آنان نيز سر بزند درصدد نديده گرفتن و توجيه آن بر مي آييم.
این کار به قدری طبیعی می نماید که انسان ها همگی از چنین خصیصه ای کم و بیش برخوردارند مگر کسانی که دچار افراط و تفریط باشند و با یک خطا دوست را دشمن بدانند و یا با یک صواب دشمن را دوست بپندارند که هر دو غیر عقلائی و غلط است ، همچنين وقتی کلیت شخصیت یک فرد طوری استحاله و تغییر ماهیت یافت که کمتر اثری از ویژگی های شخصیتی پیشین در آن نمایان باشد دیگر اصرار بر رویه گذشته و توجیه اعمال و رفتار او به بهانۀ سوابق متفاوتش کاری عبث و زیانبار خواهد بود.
در طول دوران انقلاب تا وقتی که هنوز معیارها و ارزش های اصلی و اساسی انقلاب اسلامی در میان مردم جا نیفتاده بود ، نظام نوپای ما صدمات فراوانی از ملاک و معیار بودن اشخاص انقلابی برای انقلاب و ارزش ها خورده است. بوده اند اشخاصی انقلابی یا کسانی که منافقانه خود را انقلابی جا زده بودند در برهه ای علم طغیان علیه انقلاب و رهبری آن برداشته اند و بخاطر داشتن شهرت انقلابی گری و ارزشمداری ، توانسته اند عده ای از عموم مردم و حتی خواص را به اشتباه بیاندازند و با خود به بیراهه بکشانند. ماجرای "خلق مسلمان ها" ، "رجوی ها" ، "بنی صدرها" ، منتظری ها ، مهدی هاشمی ها و ... همه عقبه هایی از تاریخ انقلاب اسلامی ما بودند که به لطف خدا و با درایت حضرت امام و رهبری به خیر گذشتند و در این بین مردم ما نیز تجربیاتی گرانبها کسب کردند. دانستند که اشخاص تا موقعی ارزشی و انقلابی هستند و محترم که در جرگۀ دوستداران و خیرخواهان انقلاب ، نظام و ارزش های آن قرار داشته باشند. تا زمانی انقلابی هستند که در خط امام ورهبری نظامی که بنیانگذار کبیر آن پایه ریزی کرده باشند. تا زمانی که مایۀ رنجش دوستان انقلاب و شادمانی دشمنان آن نباشند.مردم ما ديگر دريافته اند كه اشخاص را بايد با حق سنجيد ونه حق را با شخصيت ها.
یکی از کسانی که تا همین اواخر به هر حال شخصیتی انقلابی و خط امامی محسوب می شد ولی اخیراً با اقدامات نسنجیده باعث وهن نظام و انقلاب و بازی خوردۀ دشمنان انقلاب خصوصاً دشمنان سرسخت خارجی آن شده رئیس اسبق بنیاد شهید است. آقای "مهدی کروبی" در طول دوران پس از انقلاب تا همین ایام پس از انتخابات برآیند کلی و شخصیتی اش از او چهره ای انقلابی ترسیم می کرد. اگر بخواهيم گذشتۀ وی را – صرف نظر از وضعیت فعلی اش مورد بررسی قرار دهیم رگه هایی از ویژگی ها ورفتارهایی که می تواند در صورت گسترش ، و شدت یافتن به بدل شدن یک شخصیت انقلابی به شخصیتی ضد انقلابی و دشمن شادکن بیانجامد در آن ديده می شود.
ما در گذشته برخوردهای خودکامانه کروبی با توسل به کمیتۀ تحت سرپرستی اش را با این فرض که به هرحال شرایط اول انقلاب است و او هم شخصیتی انقلابی است توجیه می کردیم.
زماني كه افراد بیگانه با روحیات انقلابی و ارزشی جانبازان و خانواده شهدا رابرای ادارۀ آنان مي گماردندکه موجب اهانت به جانبازانی که دشمن بر بدن هایشان تاخته بود و خانواده هایی که داغ عزیزانشان تازه بود می شدند، آنان با روحیۀ بالایی که داشتند با کرامت از کنار آن می گذشتند.
موقعي كه رفتار طاغوتی اطرافیان وگماشتگان آقای کروبی با جانبازان بستری در آسایشگاه در حالی که دو سه سالی بیشتر از سقوط رژیم طاغوتی شاه نگذشته بود برای جانبازاني که قدرت نشستن روی صندلی چرخدار را هم نداشتند بسیار دردناک بود آنان ایثارگرانه به خاطر مصالح انقلاب آن را ندیده می گرفتند.
وقتی سر جانبازان فریاد می کشید و آقای کروبی با سیلی های آبدارش نشان رشادت! به آنان اعطا می کرد ما نمی دیدیم و نمی خواستیم ببینیم.
وقتی در دفاتر بنیاد شهید عکس آقای کروبی بزرگتر از عکس امام نصب می شد و بکار بردن لفظ "آقا" برای او بیشتر جا افتاده بود تا برای حضرت امام ، این ها را می دیدیم و اگر با حسن ظن تعبیر نمی کردیم دچار سوء ظن هم نمی شدیم.
وقتی جانبازان نخاعی را که بدنشان با کوچکترین ضربه مجروح می شود با کوچکترین اعتراض – گیرم بنا حق- روی زمین می کشیدند ، به زندان می انداختند ، و جانبازانی را که باید تحت مراقبت های ویژه می بودند بطور شبانه پشت ماشین می انداختند و به مناطق بد آب و هوا و بدون امکانات تبعید می کردند ، آنان به خاطر مصالح انقلاب آن را ندیده می گرفتند.
زمانی که زمزمۀ اینکه شاید ادارۀ امور جانبازان از بنیاد شهید منفک و به بنیاد مستضعفان محول شود ،آقای کروبی و دار و دسته اش برای صاحب شدن ساختمان آسایشگاه امام خمینی ، به بهانۀ سفر مشهد و ضد عفونی محل جانبازان،آنان را با حيله وفريب وبه بهانه سفر زيارتي وضد عفوني كردن آسايشگاه از آنجا خارج کردند و پس از یک ماه وقتی بازگرداندند به بیغوله ای بردند که خودشان هم رویشان نمی شد میهمانان خارجی را برای بازدید از وضع جانبازان به آنجا ببرند باز این جانبازان بودند که با خود می گفتند ، "چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم".
وقتی در بیمارستان های مصطفی خمینی و خاتم الانبیاء به پولدارها و از ما بهتران سرویس های مافوق تصور ارائه می داد ولی جانبازان را که ولی نعمت او بودند ، بخاطر پرستیژ بیمارستان به آنجا راه نمی داد ، وقتی برای فرزندانشان عروسی های آنچنانی می گرفتند و فرزند جانبازان شان را که پایش در جبهه قطع شده بود را با اینکه نیازی نبود به سفر خارج می فرستادند ، به احترام همان فرزند جانبازان شان خود را قانع می کردیم که چه اشکالی دارد.
همۀ اینها را به خاطر انقلاب ، امام ، ارزش ها و مصالح انقلاب و ترس از دشمن شاد شدن ندیده می گرفتیم و چشم بر همۀ آنها می بستیم.
اما وقتی کار به جایی برسد که خود این مصالح و انقلاب و ارزش های آن بازیچۀ دست قدرت طلبانی چون او و هر کس دیگری که می خواهد باشد قرار بگیرد،وقتي آقاي كروبي وخانواده اش ديگر مصالح انقلاب را در نظر نمی گيرند واز هر فرصت و بهانه اي براي بي حيثيت كردن انقلابي كه با خون پاكترين جوانان سر پا مانده استفاده مي كنند ، درجائي كه فرزند آقاي كروبي با دشمنان انقلاب ورسانه انگليس خبيث(بي بي سي)عليه نظام اسلامي سياه نمايي ولجن پراكني مي كند،هنگامي كه آقاي كروبي دشمنان انقلاب را دوست گرفته وحلقه مشاورانش را عده اي غربزده زن باره مرعوب ودروغگو تشكيل مي دهند و وقتي قبيله آقاي كروبي مصالح ملي را درنظر نمي گيرند پس نبايد انتظار داشته باشند مصالح شصي وخانوادگي آنان به هر قيمتي درنظر گرفته شود ورعايت گردد.
مابخاطر اقدامات کسانی چون مهدی کروبی که قصد جعل شهادت و شهید سازی و سوء استفاده ازنام شهیدان وجانبازان ولوث کردن مقام شامخ ایثارگران قصد دارد به روشنگري افكار عمومي در باره كساني كه در زمان مسئوليت خود به بهترين فرزندان اين آب وخاك وولي نعمتانشان جفا كرده اندوآنان را در معرض بدترين اهانت ها وشكنجه ها قرار داده اند وحالا بخاطر عده اي -با خوشبينانه ترين فرض- فريب خورده واغتشاشگر مدعي نظام و انقلاب شده اندوداد نقض حقوق بشر سرداده اندبپردازد.چرا که این مهم را از مسئولیت های تعریف شدۀ خود در دفاع ازحریم فرهنگ ناب ایثار و شهادت می داند.
سلام دوستان امیدوارم خوب خــــوب باشید.
شرمنده من بعد یه تأخیر اومدم و اومدم خداحافظی
افتخار اینو ندارم که از این به بعد در خدمتتون باشم.هر کسی
یه روزی میاد؛یه روزی هم باید بره.
این آخرین پستمه.امیدوارم خوشتون بیاد.
باید این شعار را این طور اصلاح کرد!
"یا حسین(علیه السلام) یا میر حسین"
اگر با حسین(ع) بودند در میان صلوات دست و جیغ نمی زدند تا صدایشان را به گوش کسی برسانند!!
اگر با حسین(ع) بودند که اسرائیل برایشان دست نمی زد، آمریکا برایشان شبکه های 24 ساعته نمی گذاشت تا تشویق شوند!
اگر با حسین (ع) بودند ، در ایام شهادت مادرش زهرا(س) در خیابان ها با آن طرز فیجع نمی رقصیدند!!!
اگر با حسین(ع) بودند ، در نماز دختر و پسر در کنار هم با کفش نمی ایستادند!!!
اگر با حسین (ع) بودند، مسجد آتش نمی زدند!!!
اگر با حسین (ع) بودند، با یزیدیان زمان هم پیمان نمی شدند، روی مرگ بر قاتل کودکان غزه و مرگ بر قاتل بی گناهان عراق و افغانستان ، خط نمی زدند!!!
اگر با حسین (ع) بودند......................................
و اما معنای لبیک یا حسین (علیه السلام)
با نهایت توان و نه به اندازه توان و استطاعت موجود ایستاده ایم و مقاومت خواهیم کرد.
ما ایستاده ایم و صدای خود را به گوش تمام مستکبران و آمریکاییها خواهیم رساند
هر چند آنها نمی دانند مفهوم لبیک یا حسین(ع) چیست؟!
لبیک یا حسین(ع) را بسیار از ما شنیده اند.
لبیک یا حسین(ع) یعنی زندگی ات و تمام وجودت در این معرکه باشد.
لبیک یا حسین(ع) یعنی مادر که فرزندش را به میدان دفاع می فرستد و انگاه که فرزندش شهید شد به فرزند شهیدش بگوید از تو راضی هستم ، پرودگار چهره ات را روشن بدارد.
همان طور که مرا نزد فاطمه زهرا(س) در قیامت رو سپید کردی.
این معنی لبیک یا حسین(ع) است!!!!!!!!!!
لبیک یا حسین(ع) یعنی مادری ، همسری ، خواهری
می آیند تا پسر، همسر و یا برادر خود را لباس رزم بپوشانند و به میدان جهاد روانه کنند.
لبیک یا حسین(ع) یعنی زینب (س) به برادرش حسین (ع) جواز آرزوی شهادت را ببخشد
ما تا آخر ایستاده ایم
لبیک یا حسین(علیه السلام)
افراد دوچهره كه معمولا به حسب ويژگي هاي شخصيتي به دنبال منافع فردي، گروهي و باندي خود هستند، از منظر قرآن داراي ويژگي هايي اند كه به راحتي قابل شناسايي مي باشند.
قران کریم سیمای منافقین را کاملا مشخص کرده است ..و ما هم با استناد به قران دقیقا میتوانیم بفهمیمی چرا جنبش موسوم به سبز منافق هستند ...قضاوت با دوستان ..
از نشانه های منافقین در قران :
1-دروغگويي
در سوره «منافقون» اولين خبري كه قرآن به پيامبر(ص) و مومنان به پيامبر مي دهد، دروغگويي منافقان است.
«اي رسول ما، چون منافقان نزد تو آمده و گفتند كه ما به يقين و حقيقت گواهي مي دهيم كه تو رسول خدايي، خدا مي داند كه تو رسول اويي و خدا هم گواهي مي دهد كه منافقان دروغ مي گويند. سخن هاي (دروغ) خود را سپر جان خويش (و مايه فريب خلق) قرار داده اند تا بدين وسيله راه خدا را ببندند كه آنچه مي كنند بسيار بد مي كنند.» (منافقون، 1 و 2)
اولين ويژگي ادبيات آنها دروغگويي است، دروغ را براي فريب مردم مي گويند، عملي بد و شكننده انسجام عمومي كه موجب از بين بردن فرصت ها براي تحقق اهداف جمعي مومنان مي شود.
بعد از انتخابات دیدیم که موسوی و کروبی چقدر دروغ گفتند و البته بعد از چند روز دروغهایشان لو رفت ......اولین دروغ بزرگ این منافقان سبز القای تقلب توسط موسوی در شب انتخابات بود ..
2- ادعاي ايمان
ادعاي ايمان آنها جنبه دفاعي دارد، در مقابل اعراض و اعتراض شكننده مردم از آنها. چون اگر حقيقت قلبي اشان را ابراز نمايند مردم از آنان روي گردان مي شوند! پس امكان زندگي برايشان نيست تا چه رسد كه بتوانند به جايگاه هاي مختلف اجتماعي نيز دست پيدا كنند. لذا اقدام به اظهار ايمان به پيامبر(ص) يا ولي جامعه و قوانين موضوعه دين مي كنند.
منافقین سبز هم از قران و ائمه اطهار ع استفاده میکنند تا خودشان را بر حق نشان دهند و مردم را فریب دهند
3- عدم درك واقعي از جامعه
منافقين درك واقعي از شرايط زندگي مردم و جامعه ندارند (منافقون، 3) به همين دليل نوع گفته ها و اعمالشان مغاير با اهداف جامعه است.
برای همین بدون شناخت بدنبال انقلاب مخملی بودند
4- آراستگي ظاهر
آنها اهل ظاهرند، ظاهرشان آراسته است، با ظاهري مدعيانه در صحنه هاي اجتماعي حاضر مي شوند، در مقابل حق و حقايق جامعه انعطاف ناپذيرند و همواره نسبت به ديگران بدگمان بوده و از هر كاري كه براي مردم صورت مي گيرد احساس ترس مي كنند (منافقون، 4)
ظاهر موسوی و کروبی و خاتمی را اگر دقت کنید میبینید که چقدر سعی دارند خودشان را بنده خالص خداوند نشان دهند
5- تكبر و نخوت، فسق و گناه
چنين كساني اهل تكبر و نخوت اند، خودمحور و مستكبرند (منافقون، 5) اهل فسق و گناه هستند و تشويق به كارشكني مي كنند، خود را عزيز و ديگران را ذليل مي پندارند. (منافقون، 6 و 8)
6- خشن، تندخو، بخيل و حسود
زبانشان خشن، تند و بد است، تندخويي و خشونت در زبانشان جاري است. اهل بخل و حسادت اند و در عرصه جمع مال و منال حريص اند.(احزاب 19)
منافقین سبز در اعتشاش نهایت خشونت خودشان را نشان دادند
7- فرصت طلبي
در بهره گيري از موقعيت ها و شرايط مختلف «فرصت طلب اند» و به دنبال هر اتفاق و حادثه يا رويدادي، منافع خود را مي جويند (نساء، 73)
منافقین سبز همیشه منتظرند تا مناسبتی شود و سو استفاده کنند مثل ۱۳ آبان و روز و قدس
8- خدعه و نيرنگ
منافقان اهل نيرنگ و فريبكاري اند، براي رسيدن به منافع و اهدافشان با توسل به نيرنگ و فريب كاري اقدام مي كنند (بقره، 9)
موسوی و کروبی با حضور در مراسم ترحیم و سر قبرهای خالی و زنده ها سعی داشتند افکار عمومی را فریب دهند
9- مريضي قلب
قلب آنها مريض است (بقره، 10) و از قلب مريض آنها جز مريضي چيزي عايد جامعه نمي شود.
10- اصلاح طلبي كاذب
آنها با شعار اصلاح گري فسادانگيزي مي كنند. اصلاح طلبي پوششي براي فسادكاري هاي مختلف آنان است، وقتي به آنها مي گويي فساد نكنيد، دست از خرابكاري برداريد، اين كارها براي جامعه مفسده دارد، مي گويند: ما جز اصلاح جامعه و اصلاح طلبي كاري نمي كنيم. (بقره،11)
11- مسخره كردن
اهل نفاق اهل ايمان و ولايت را به سخره مي گيرند. ادبياتشان، دست انداختن مؤمنان و پيروان ولايت است (بقره، 14) البته آنها سفي و نادانند و خودشان نمي دانند. (بقره،13)
اگر در گفتار و رفتارشان كمي دقت صورت گيرد سفاهت و ناداني هويداست، به سخره گرفتن مؤمنان اهل عمل، حرص و طمع، خشك و خشن بودن و... نشانه هاي سفاهت و بلاهت است كه دامن دو چهرگان را گرفته است.
منافقین سبز تا تونستند انقلاب و احمدی نژاد و طرفدارانشان را با شعارهای زنند ه تمسخر کنند
12- فتنه انگيزي
آنها در بين مسلمين فتنه انگيزي مي كنند (توبه، 47) آنان همواره در دودلي و شك و ترديدند، هيچگاه نمي توانند به استحكام اهل ايمان تصميم گيري نمايند. كارهايي كه قرار است انجام دهند، با ترديد و دودلي با آن مواجه مي شوند، مي آيند يا نمي آيند، اين كار را مي كنند يا نمي كنند، مدت ها در ترديد و شك و دودلي هستند تا بالاخره به يك سمتي بغلطند. (توبه، 45)
13- شادماني از ناراحتي رهبر
منافقان از غم و غصه و مصيبتي كه به پيامبر و ولي جامعه مي رسد، شادمانند و از شادماني و موفقيت ايشان ناراحت مي شوند. (توبه،50)
15- پناهندگي به هر مخفيگاه
منافقان هنگام ترس از اعمالي كه عليه جامعه مرتكب شده اند، هر پناهگاهي بيابند به آن پناه مي برند، چه كوه باشد و چه كشورهايي كه از دشمنان جامعه اسلامي اند.(توبه، 57)
16- عيب جويي
از ويژگي هاي ديگر دو چهرگان بي ايمان عيب جويي است، اصولاً به دنبال گفتن عيوب و جستن عيب براي افشاي آن هستند چه راست باشد چه دروغ. (توبه،79)
17- اذيت رهبر
آنها اهل اذيت نمودن پيامبر(ص) و ولي جامعه اند، يكرنگي رهبري اسلام و زلالي او را بستري براي اذيت و آزار قرار مي دهند. (توبه،61)
18- ترس از افشاي ماهيت قلبي
منافقان به شدت از رو شدن دستشان مي ترسند، به صورت وحشتناك از افشا شدن حقيقت قلبي اشان در هراسند (توبه،64) و البته در باطل فرو مي روند (توبه، 65) آنها به منكر امر مي كنند و از معروف نهي كننده اند. (توبه،67)
۱۹ - رياكاري
منافقان اهل رياكاري اند، ريا و تظاهر از ويژگي هاي آنان است و اگر به نماز حاضر مي شوند براي رياكاري است. (نساء، 142)
۲۰- بي هدفي
از ديگر ويژگي هاي مهم منافقان اين است كه هدف ندارند. (نساء، 143) كسي كه هدف ندارد نمي تواند برنامه هم داشته باشد، كسي كه برنامه ندارد در سخن گفتن جز عيب جويي، بدگويي و خراب كردن اهل ايمان داراي برنامه راهي ندارد.
۲۱- پخش شايعه
پخش شايعه جزء كارهايشان است. (نساء، 83)
کروبی که استاد و متخصص پخش شایعه می باشد ...مثل ادعای تجاوز در کهریزک
۲۲- دوستي با كفار
اهل دوستي با كفار هستند، در داشتن رابطه دوستي با كفار اكراهي ندارند. (نساء، 139)
منافقین سبز با همکاری با بی بی سی بهاییها و صدای آمریکا و انگلیس و جورج سوروس و ..... نیز با حذف شعار مرگ بر آمریکا و انگلیس و اسرائیل با این کفار ثابت کردند
حال قضاوت با دوستان است ...اگر در رفتار و اعمال موسوی و کروبی و جنبش سبز دقت کنید میبینید دقیقا مصداق آیات قران هستند و منافق هستند

رابطه ی احمدی نژاد با ولایت فقیه چگونه است ؟
حمید رسایی
مدتی است که برخی از شخصیت های سیاسی به شکل غیر منصفانه ای احمدی نژاد و دولت وی را به ولایت ناپذیری متهم می کنند . حتی این عده کار را به آنجا رساندند که در روزهای اخیر در جلسات با وزرای پیشنهادی از آنها سئوال می کردند که اگر رهبر معظم انقلاب نظری داشته باشد و رییس جمهور نظری دیگر ، شما کدام یک را انتخاب می کنید ! جالب اینجاست که اصولگرایانی در مجلس ، دولت را به ولایت ناپذیری متهم می کنند که در انتخابات دهم با حمایت صریح یا تلویحی از کاندیداهایی که انقلاب مخملی را در پی گرفتند ، با واسطه به جان ولایت فقیه افتادند !
تیر این اتهام در حالی به سوی دولت نهم و در راس آن رییس جمهور نشانه رفته که یکی از مهم ترین ویژگی های احمدی نژاد تبعیت از ولایت است . علاوه بر این، از نظر بنیادی نیز رییس دولت به شکلی ریشه ای به موضوع ولایت معتقد است . مروری بر دیدگاه های احمدی نژاد در این خصوص که به عقیده من از استحکامی عقلی و شرعی برخوردار است ، نه تنها به ما که به رییس دولت نیز کمک می کند تا در این مسیر ، مستحکم تر از گذشته گام بردارد.
آنچه در پی می آید ، مروری است بر مواضع دکتر احمدی نژاد در خصوص موضوع ولایت فقیه که در طول سال های بعد از ریاست جمهوری وی عنوان شده است. از یاد نبریم ، احمدی نژاد تنها کاندیدایی بود که در رقابت چهار سال قبل و همچنین در رقابت این دوره و در طول این چهار سال با صراحت تمام از ولایت فقیه و مبانی آن سخن می گفت و دفاع کرد .
راه درست، اطاعت از رهبری است
6 مهر 84 در اجلاس علمای قم : جمهوری اسلامی وظیفهای جز تمهید مقدمات برای آن واقعه بزرگ ندارد. لذا از چنین منظری جمهوری اسلامی ایران باید سمت و سوی عدالت ، گسترش و تعالی مادی و معنوی داشته باشد وباید تلاش کند خود را به جامعه مهدوی نزدیک کند. تردیدی نیست که راهی که با هدایت و ولایت فقیه جامع الشرایط طی می شود، راه درستی است .
عشق به ولایت فقیه ، ادامه اتصال به امام عصر است
27 دی 84 : این دولت با افتخار و با فریاد بلند اعلام میکند که عاشق و منتظر آن امام بزرگوار است و راه نجات بشریت را حاکمیت امام عصر (عج) میداند. عشق امروز مردم ایران به ولایت فقیه و رهبری در ادامه خط اتصال به وجود حضرت ولی عصر (عج) است .
اطاعت از ولی فقیه تدام اطاعت از غدیر و امام عصر است
29 دی 84 در پیام به مناسبت همایش علمی غدیر : تداوم غدیر و ولایت در عصر حاضر توجه به خورشید ولایت و امام عصر(عج) و اطاعت از ولایت فقیه در عصر غیبت است. دوران حکومت مولا علی(ع) دوران عدالت و خدمت و دفاع از کیان دینی و امت اسلامی بود و تداوم غدیر کوشش در تقویت نظام اسلامی است که در عصر حاضر به دست امام راحل و شهیدان والامقام و ملت عزیز ایران ایجاد شده است.
ولایت فقیه یعنی حقیقت کربلا و ما موظف به پیروی هستیم
1 بهمن 85 به هنگام تقدیم لایحه بودجه سال 86 : امروز صاحب اختیار و ولی و حاکم حقیقی از ناحیة خداوند امام عصر است و تبعیت از آن حضرت و سلسله مراتب از او، تنها راه فلاح و رستگاری و حقیقت حضور در کربلا و درک عاشوراست.
فلسفة وجودی جمهوری اسلامی نیز چیزی جز انتشار این حقیقت نیست و ولایت فقیه از نخستین روز استقرار نظام مقدس تا امروز پیوسته بر این حقیقت زیبا و روشن تأکید کرده است و راه را به همگان نشان داده است و ما نیز موظف به پیروی از این پرچم مقدسی هستیم که به مدد الهی و عنایات مهدوی در این سرزمین عزیز به اهتزاز درآمده است و خدا را شاکریم که ملت ایران به رهبری خردمندانة رهبر فرزانه و معظم انقلاب پرچمدار پیروی از فرهنگ حسینی و عاشق و دلباختة قطب عالم امکان است.
ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر است
22 بهمن 85 در سخنرانی راهپیمایی 22 بهمن : ولایت فقیه در راستای امامت ضامن استقلال، یکپارچگی و حرکت صحیح و رو به رشد ملت و کشور ماست. ولایت فقیه رمز استواری و ماندگاری ملت عزیز ایران است. ولایت فقیه فریاد خداپرستی و عدالت طلبی ملت ما و همة ملتهای عالم است. ولایت فقیه ضامن سربلندی، عظمت، همدلی و پیروزیهای ملت ایران است. در طول 28 سال بسیاری از توطئه ها، فتنه ها و تهاجمهای دشمن از فشارهای سیاسی، طراحیهای تبلیغاتی، تلاش برای ایجاد تفرقه، درگیریهای گوناگون توسط گروهها و دستجات متفاوت و از جنگ سنگین تحمیلی که همة قدرتهای عالم در آن شریک و متحد بودند، تا ایجاد برخی ناامنیها و جنگهای روانی همه و همه به لطف عزت، ایستادگی و درایت رهبری عزیز در طول انقلاب خنثی شده است و کشتی حرکت ملت ایران از طوفانهای سهمگین دوران ما به سلامت به ساحل آرامش رسیده است. دنیا بداند ملت بزرگ ما به خوبی دریافته است و ایمان دارد که ولایت فقیه که شعبه ای از ولایت رسول اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) است و شعبه ای از ولایت ائمة اطهار (ع) است، یک گوهر ناب و یک عطیة الهی است. به همین دلیل است که ملت ایران با همة وجود و تا پای جان در تبعیت و دفاع از این حقیقت الهی ایستاده است و خواهد ایستاد.
امروز پرچم عزت و صلابت ما در دست رهبری معظم انقلاب است. ناکامی دشمنان زشت خو در هجوم مستمر به این رکن انقلاب موجب شده است که اخیراً زبونانه و ذلیلانه به دروغ و شایعه پناه ببرند. شایعاتی که ترجمة امیدها و آرزوهای آنان است. به فضل الهی این آرزوها را مانند صدام به گور خواهند برد.
امروز به لطف خداوند رهبری عزیز انقلاب سالم و با صلابت پرچم عزت و انقلاب ملت ایران را بر دوش می کشند و ملت نیز با بیداری، آگاهی و اشتیاق و متحد پشت سر ایشان در حرکت است.
هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی خیر نیست
13 اردیبهشت 86 در دیدار با روحانیون کرمان : حالا یک عزیزی مثال خوبی می زد. من این را تکرار می کنم چون این مثال خیلی به دلم نشست. گفت شما فرض کنید امروز ما در دوران امیرالمؤمنین علی (ع) بودیم. چه حالی داشتیم؟ میشد یک لحظه از یاد امام غافل باشیم؟ میشد یک روز صبح بیدار شویم نپرسیم آقا امروز دستور و فرمان چیست؟ وظیفة امروز چیست؟ شیعه واقعی امیرالمؤمنین اینطوری است دیگر. مگر میشود [بگوییم] امام برای خودش زندکی میکند ما هم برای خودمان داریم زندگی میکنیم. این که نیست. خب حالا امام که هست. نسبت جامعه ما با امام چیست؟ و چه کسی باید این نسبت را برقرار بکند. آیا مأموریتی بالاتر از برقراری این ارتباط هست؟ شما کارهای خیر را ردیف کنید. بالاترین کار خیری را که به نظرتان
میرسد برای یک نفر انجام بدهید. این را مقایسه بکنید با اینکه دست آن فرد را بگیرید با امام آشنا کنید و دلش را با امام پیوند بدهید. کدام مهمتر و ماندگارتر است؟ نه اینکه کارهای دیگر را تعطیل کنیم، همه کارهای دیگر هم باید با عشق امام انجام بشود. اصلاً تأیید عمل خیر تا توسط امام انجام نشود خیری در آن نیست. مگر میشود کسی عملی انجام بدهد، اسمش را خیر بگذارد بدون اینکه به تأیید امام رسیده باشد … امروز مشکل برپایی آن دولت عزیز از امام است؟ مشکل از ناحیة ایشان است یا از ناحیه امثال بنده است؟ ما آماده نیستیم. والا نقل از امام صادق (ع) که اشاره کردم فرمودند اگر من به تعداد این گوسفندان یار داشتم حرکت میکردم. بعد شمردند چند تا بود؟ هفده تا بود. حالا آن زمان آنقدر لازم بوده، امروز با این دنیا لابد تعداد بیشتری لازم است. امام که همیشه آماده است ... ما کدام حقیقت بالاتر از امام داریم که بخواهیم بشریت را به آن دعوت بکنیم. چیزی داریم؟ ولایت فقیه حلقة اتصال ما با آن حقیقت است.
ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم
9تیر 86 در اولین دیدار کارگزاران اجرایی با رهبری : من می خواهم از جانب فرزندان جناب عالی به شما عرض کنم و اطمینان بدهم که ما پای این سیاستهای شما هستیم.
با حاکمیت ولی فقیه مشکلات از سرراه انقلاب برداشته می شود
14 مرداد 86 به مناسبت سالگرد مشروطه : امروز به لطف حاکمیت ولایت فقیه و با استفاده از تجربه های گذشته شاهد هستیم که مردم مسائل پیش آمده را اصلاح می کنند و مشکلاتی که سر راه انقلاب ایجاد می شود، از پیش پا بر می دارند.
بدون رضایت ولی ، مسجد و میخانه یکی است
1 آذر 86 در جمع روحانیون اردبیل : ولایت امیرالمؤمنین یعنی چه؟ حبل الله متین یعنی چه؟ یعنی الان بنشینم برای امیرالمؤمنین (ع) عزاداری کنیم؟ مدح امیرالمؤمنین را بگوییم. بله، این کارها را باید بکنیم، اما این آن نقطة اتصال است؟ آیا ولایت امیرالمؤمنین 1400 سال قبل بود، تمام و بسته شد. اگر این باشد که اصلاً به کجا متصل بشویم؟ ولایت امیرالمؤمنین الان چیست؟ چه در دستمان است و به کجا وصل بشویم؟ بالاخره ما که به امیرالمؤمنین دسترسی نداریم. ولایت امیرالمؤمنین ولایت جاری در هستی است. و امروز در وجود نورانی مولای ما حجت ابن الحسن (عج) است؛ امامی که الان ولایت دارد و حاکم و خلیفه الله است. همان دستگیرة اصیلی است که هر کس به او متصل شد، دیگر اصلاً نه حزنی، نه اندوهی و نه غصه ای دارد ... اصلاً ما در دوران غیبت مأموریتی جز دعوت مردم به امام داریم؟ فرض کنیم همة 6 میلیارد جمعیت عالم «ملا»؛ یعنی دیگر آخر خط علم عالم. اما هیچ توجهی به سمت امام نداشته باشند، این با وضع موجود الان چه تفاوتی می کند؟
اصلاً بگذارید من جسارت را بالاتر ببرم، کسی اگر دلش پیش امام نباشد، چه در محراب باشد، چه در میکده. چه فرقی می کند؟ خدا مگر به این ملق زدن آدمها احتیاج دارد. همة نماز، همه اینها، برای این است که طرف متصل بشود به این ریسمانی که او را به خدا می رساند. اگر به آن ریسمان وصل نباشد، هرجا می خواهد باشد. مثل حادثة عاشورا می ماند. کسی که با امام نبود، هرجا که بود. چه در طواف کعبه چه در حال عشرت و فساد. این دو با هم چه فرقی می کنند؟ امام حسین پرچم را بلند کرده و می گوید بیایید، می شنود. در حال طواف مکه است. این بدتر از بت پرستی صدر اسلام است. اینها با هم چه فرقی می کند؟ اصلاً ما مأموریتی جز متصل کردن مردم به امام نداریم. اصلاً نظام ولایت فقیه، اصلاً همة اصالت و مشروعیتش همین است. نقطة اتصال است. به نیابت است، یعنی می خواهد همه را به این رودخانة زلال هستی متصل کند، والّا اگر این را هم از او بگیریم، دیگر چه مفهومی دارد؟
ولایت فقیه حلقه اتصال به امام معصوم است
8 آذر 87 سخنرانی در دیدار با ائمة جماعات استان تهران : می خواهم جسارتم را مقداری جلوتر ببرم. عزیران من، اصلاً ما در این دوران مأموریتی جز دعوت به امام حق داریم؟ ما اگر عدالت را برپا می کنیم برای این است یاد امام باید زنده بشود. اگر عمران و آبادی می کنیم برای این است که باید یاد امام زنده بشود، والا می خواهیم چه را تبلیغ کنیم؟ فرض کنید دوران امیرالمؤمنین است. یک کسی رفته در یک جایی ایستاده و مثل بنده سخرانی می کند. از همه چیز بگوید جز امیرالمؤمنین. این اصلاً به چه دردی می خورد. اصلاً همة برکت و هستی در همین است و نظام ولایت فقیه یعنی نظامی که حلقة اتصال در آن است و مردم را به این حقیقت نزدیک و متصل می کند. والّا یک حکومتی درست کرده ایم که حالا ما هم حاکم باشیم. آنها کراوات می زدند سه تیغه و حالا ما ریش می گذاریم و یقه ها را سفت می بندیم و با اعوذ بالله و بسم الله شروع می کنیم. اینهاست؟ اینها در حقیقت عالم فرق ندارد. اگر کسی به این حبل الله متصل شد ، همه چیز در آن هست. متصل نشد چیزی در آن نیست، می خواهد حاکم بر همة جهان باشد.
ولی فقیه منصوب امام معصوم است
12 دی 86 در همایش بین المللی غدیر : ولایت مقابله با استکبار و ظلم و دفاع از مظلومان است و غدیر معرفی ولایت امت و آغاز ولایت حضرت امیر وائمه معصومین و غدیر تا ولایت حضرت مهدی (عج) ادامه دارد که منجر به استمرار عدالت در جهان، شکوفایی عقلها، از بین رفتن انحرافات و ستمگریها خواهد شد . البته در دوران غیبت، امت رها نشده است و ولایت فقیه، منصوب غیر مستقیم امام معصوم است .
امروز نظام ولایت فقیه، حلقه اتصال و تمرین زندگی در نظام امامت وموجب وحدت و رشد و انسجام و قدرت و عزت اسلام است ؛ چنان که همه شاهد بوده ایم و هستیم .
فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است
26 دی 86 در جمع عزادران مسجد ارک : عزیزان من، راه سعادت و کمال از همین ارتباط آگاهانه، عاشقانه و فداکارانة با امام حسین (ع) می گذرد و دنبالة خطش امروز به فرزند برومندش حضرت حجة ابن الحسن (ع) می رسد. اصلاً نظام ولایت فقیه و جمهوری اسلامی حلقه اتصال با این خط است. اصلاً انقلاب برپا شد تا دلها را به همین خط متصل کند والّا یک کشور درست می شد مثل دویست کشور دیگر که هر کدام برای خودشان یک سازی می زنند. فرق جمهوری اسلامی با بقیه همین است که به این کاروان حقیقت، کاروان حیات واقعی و کاروان نجات متصل است.
همه حرف ما با دنیا در این است که چرا شما ولی فقیه ندارید
5 اسفند 86 در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری : اتحاد و انسجام باید برای تحقق هدف معین اتفاق بیفتد و تحقق هدف معین نیز نیازمند حرکت و برای حرکت نیازمند رهبر و ولایت هستیم.
همه اقدامات در رسیدن به وحدت به ضرورت وجود رهبری و ولایت بستگی دارد، همه حرف ما با دنیا این است که اگر رهبریت و ولایتی وجود نداشته باشد، چگونه وحدت اتفاق خواهد افتاد؟
رمز پیروزی ما در پیروی از ولایت فقیه است
20 فروردین 87 در مراسم افتتاحیه 6 هزار سانترفیوژ : رمز پیروزی ملت ایران توکل به خدا ، همدلی و پیروی از خط ولایت فقیه است .
در گذشته در مراکز آموزشی نمی شد از ولایت فقیه حرف زد
31 خرداد 87 در جمع مسئولان هیئات رزمندگان : آنهایی که در دوران دفاع مقدس در کنجی خزیده بودند یا دنبال پر کردن جیبها بودند، یا دنبال رفاهیات خودشان بودند، یکباره میدان دار عرصه های گوناگون و طلبکار شدند. گفتند شماهایی که انقلاب کردید و در دفاع مقدس و این فضاها بودید، حالا دیگر تشریفتان را ببرید. الان وقت میدان داری کسانی است که به اصطلاح کار بلدند.
همة طراحیها برای این بود که ولایت را در مظلومیت کامل و اندیشة ولایی را در انزوای کامل قرار دهند. در این کشور به طور علنی گفتند حکومت دینی و ولایت فقیه معنا ندارد. یادمان هست و کسانی که می گفتند و توهین و تمسخر می کردند، حمایت می شدند. یک موج اندیشة مادی با زرق و برق و در زرورق پیچیدة خیلی جاذب با پشتوانة جریانات، آدمها، پولها و رسانه ها برای اینکه آن اندیشه ای را که رزمندگان ما را در مقابل همة جهان واداشت، محو کنند.
برای اینکه این طراحی شکست بخورد، خیلی کارها شد. اما بدون تردید، بخش مهمی از کار به عهدة همین هیئتها و هیئت رزمندگان اسلام بود. آن موقعی که می گفتند نام اهل بیت را نبرید. اسم از تقوا می بردیم، مسخره می کردند. یادتان هست؟ فضا را جوری درست کرده بودند که در بعضی از این مراکز آموزشی نمی شد از شهدا، دفاع مقدس، رزمندگان و ایمان و ولایت فقیه اسم ببریم.
من به دانشگاهی رفتم، عدة زیادی در سالن عدة زیادی نشسته بودند، در راهروها، صندلیها پر بود و روی زمین و روی سن هم نشسته بودند. بعد یکی به خیال خودش می خواست شیطانی بکند و گفت آقا نظر شما راجع به ولایت فقیهچیست؟
خیال می کرد ما هم مثل خودشان یک زاویه می گیریم، اگر دفاع کردیم، هو کنند و اگر سست آمدیم بگویند دیدید اینها هم این طوری هستند. البته من به فضل الهی آن چنان دفاع کردم که اصلاً در آن جلسه مبهوت و منزوی شدند. فضا را به کجا رسانده بودند؟ البته طبیعی هم هست، به شما بگویم. پیامبر عزیز اسلام بعد از فتح مکه فرمودند: علیکم بجهاد الاکبر. بعضیها تفسیر کرده اند که حالا باید خودسازی کنید. بله، خود سازی همیشه هست. اگر خود ناساخته بودند که در جنگ بدر نمی ایستادند. اما به نظرم شاید یک تعبیر این باشد که دوران هجمة بر کفر تمام شد، امروز جنگ شما با نفاق است و جنگ با نفاق جهاد اکبر است. چون در سیستم است. از موضع دلسوزی است. می گوید آقا ما خودمان که در انقلاب بودیم... می خواستند یأس را بیاورند. چه چیزی امید می آورد؟ جز این گونه تجمعات و یاد خدا و ولایتو امام و یاد امام عصر؟
تاییدات رهبری از تصمیمات دولت ، مدالی درخشان برای ماست
3 شهریور 87 در استان مرکزی : تأیید جهتگیریها و تلاش خستگیناپذیر دولت از سوی مقام معظم رهبری، مدالی درخشان بر سینهمان است و اعضای هیأت دولت آن را با هیچ امتیاز دنیایی، عوض نخواهد کرد.
رهبر گرانقدر انقلاب مثل همیشه و بلکه رساتر، روشنتر و قویتر از گذشته فرزندان خود و خادمان ملت را مورد عنایت ویژه قرار دادند، لذا از جانب همه اعضای هیأت وزیران به ایشان اطمینان میدهم که فرزندان انقلابی شما در دولت ،قدر فرصت خدمتگزاری را به خوبی میشناسند و برای آنان روز اول شروع به خدمت با روز آخر هیچ تفاوتی نمیکند.
رئیسجمهور تصریح کرد: دولت تا لحظهای که مسؤولیت خدمتگزاری را بر دوش دارد با همت و تلاش روزافزون در خدمت انقلاب و مردم است. امیدوارم کلام ایشان در تأیید اقدامات دولت خاتمهای بر تمام هیاهوهایی باشد که گاه و بیگاه با تخریب سازمانیافته داخلی و خارجی علیه دولت نهم صورت میگیرد.
به رهبری عزیز انقلاب اطمینان میدهم که اعضای دولت ،محکم بر خط ولایت دلبستهاند و تا زمانی که در این مسیر حرکت میکنند، بداخلاقیها و تخریبها، هیچ تأثیری در کارکرد دولت ندارد.
رضایت رهبر انقلاب را با هیچ چیز عوض نمی کنم
4 شهریور 87 در همایش روحانیون مبلغ : نظام ولایت فقیه راهی مطمئن برای آشنایی مردم با مفهوم انسان کامل است. این نظام برپایه آموزه های دینی صحیح برپا شده تا دست مردم را در دست انسان کامل نهاده و مقدمه ای برای برپایی حاکمیت جهانی مهدوی باشد … ابراز رضایت مقام معظم رهبری از عملکرد دولت نهم را با هیچ یک از امور مادی تعویض نمیکنیم؛ چرا که هیچ چیز به اندازه نفس کشیدن و خدمت کردن در نظام جمهوری اسلامی برای ما ارزش ندارد
نظام ولایت فقیه حلقه وصل و دروازه ورود به دنیاست
4 شهریور 87 سخنرانی در جلسه شورای عالی مدیران دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیه قم : ما باید در دنیا امام را به مردم خودمان معرفی کنیم. جوانی که امام را بشناسد و دلش مالامال از عشق امام باشد، دیگر محال است تن به پستی بدهد؛ نمی دهد. بعد ما می خواهیم چگونه تبعات این را جبران کنیم؟ دست مردم را بگیریم و در دست امام بگذاریم. اصلاً نظام ولایت فقیه همین است. نظام ولایت فقیه یک انعکاس، حلقه وصل، ذکر، راه و دروازة ورود به دنیاست. اینها را شما بلد هستید.
توصیه های رهبری چراغ راه ماست
11 شهریور 87 در نامه ای به رهبری : محضر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ، حضرت آیت الله خامنه ای سلام علیکم؛ گفتارهای حکیمانه رهبر انقلاب اسلامی، دگرباره قلوب مؤمنین و آحاد ملت را به نقطه اطمینانبخش و وحدتآفرین مدیریت و ولایت فقیه آگاه و پارسا در نظام اسلامی رهنمون گردید و فرزندان خدمتگزارتان در دولت را نشاطی مجدد بخشید و روحی تازه در کالبد آنان دمید.
فرزندان شما و سربازان ملت میثاقی جاودانه بستهاند که با تمام وجود حافظ آرمانهای بلند ملت ایران و خدمتگزار آنان باشند و بر این طریق، استوار و پایدار بمانند. بدون تردید در این روزگار که فریاد ضداستکباری، ستمسوزی، عدالتخواهی ومهرورزی انقلاب امید تازهای به همه آزادگان جهان بخشیده و ایران اسلامی هم گامهای بلند خود را در جهت آبادانی و تعالی برمیدارد. خادمان ملت در دولت اسلامی در پیروی از مقتدایشان آمادهاند که تا آخرین لحظه بر آرمان معمار کبیر جمهوری اسلامی ایران و خون شهیدانشان ثابت قدم بمانند.
بیانات راهگشای حضرتعالی مسؤولیتی مضاعف را متوجه دولت کرد تا بیش از پیش بر آرمان مقدس و ارزشهای بیبدیل اسلام، امام، انقلاب و میثاق با ملت استوار و پایدار باشیم که انشاءالله مدد الهی و عنایت حضرت صاحب الزمان(عج) و دعای خیر جنابعالی را به همراه خواهد داشت.
ضمن تشکر مجدد از حمایت و اعتماد مقام معظم رهبری نسبت به دولت نهم ، اعلام میداریم که توصیههای حضرتعالی را چراغ راه خویش قرار داده و برای خدمت به مردم و اعتلای میهن اسلامی تمامی توش و توان خود را به کار خواهیم بست.
حاکمییت اسلام و امام عصر، در سایه ولایت فقیه است
8 آبان 87 در ایلام : حاکمیت اسلام بر سایه ولایت فقیه به عنوان حلقه اتصال با امام عصر(عج) در ایران اسلامی برپا شده است و باید دست در دست هم برای برپایی عدالت در داخل و نیز در عرصه جهانی حرکت کنیم.
ولایت فقیه یعنی مجاهدت برای اتصال به امام عصر
1 اسفند 87 در یزد : تا زمانی که توجه و اتصال و دلبستگی به انسان کامل و امام معصوم وجود دارد حرکت انقلاب اسلامی رو به جلو است و حتی اگر همه فاسدها و شیاطین عالم جمع شوند، قادر نخواهند بود انقلاب ملت ایران را متوقف کنند و یا خدای ناکرده به عقب برگردانند.
رمز ماندگاری و عظمت جمهوری اسلامی ایران ارتباط با واسطه فیض الهی و انسان کامل است و اصل ولایت فقیه به معنای مجاهدت یک ملت برای پیوستن به امام و انسان کامل است.
اصل ولایت فقیه به امام عصر پیوسته است
9 خرداد 88 در جمع روحانیون تهران : انقلاب اسلامی را با حرکت های سیاسی تاریخ متفاوت می دانیم، این انقلاب گامی در استمرار حرکت نورانی پیامبر اسلام (ص) برای رسیدن به مقصد نهایی است. همه ارزش های انقلاب اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه پیوستگی با امام عصر)عج) است.
انقلاب اسلامی ظرفیت فراوانی دارد و نباید در جغرافیای محدودی محصور شود چرا که ذات انقلاب ما جهانی است .
تبعیت از ولایت فقیه جامعه را به سوی عدالت سوق میدهد
17 مرداد 88 در پیام رئیس جمهور به جشنواره بینالمللی انتظار کرمان: دولت زمینهساز ظهور امام عصر(عج) باید مبانی، اهداف و سیاستهای خود را بر پایه ساختن جامعه مهدوی و در نتیجه نزدیکتر کردن ظهور استوار سازد و در این بین آشنایی با معارف مهدوی و آثار تربیتی آنگه به اجرای احکام نورانی اسلام، تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و انجام وظایف شرعی و اجتماعی میانجامد، میتواند جامعه را در طریق کرامت انسانی و زمینهسازی برای استیلای حکومت عادلانه سوق دهد.
رابطه دولت با رهبری اعتقادی و از جنس پدر و پسر است
9 مرداد 88 در جمع اساتید بسیجی دانشگاه ها : در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشهدار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند در حالی که آنان نمیدانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالبهای سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر پسری است.
وی تصریح کرد: وارد شدن بدخواهان در چنین عرصه ای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بینتیجه است و آنها قطعا چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی
فرا رسیدن میلاد مسعود امام هشتم علی ابن موسی رضا (ع) پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر امام زمان (عج)، مقام معظم رهبری (عطاء الله عمره)، ملت قهرمان پرور ایران و به شما خواهران و برادران معزز تبریک و تهنیت عرض می کنم. امیدوارم خداوند متعال به همهی ما توفیق عنایت کند، که از پیروان راستین ائمه معصومین (ع) باشیم و از مسیر حق انحراف پیدا نکنیم و به کج راهه نرویم.
از برادران بسیج دانشجویی که اظهار لطف کردند و این وسیله و شرایط را فراهم کردند که ما در جمع شما عزیزان با هم به گفتگو بنشینیم، به سهم خودم تشکر میکنم. قبل از آغاز سخن هم تقاضایی دارم که یادداشتهایی بین خواهران و برادران توزیع بشود که سوالاتشان را مطرح کنند که ما در این جا متکلم وحده نباشیم و از نظرات عزیزان استفاده کنیم.
بحثی که به من واگذار شده در مورد خط امام هست. من به عنوان مقدمه نکتهای را لازم می دانم، به آن بپردازم. آن جریان خط موازی است. خط موازی در اصطلاح سیاسی به معنای آن است که وقتی دشمن نمیتواند راه یک ملتی را، هدف یک ملتی را، حرکت یک ملتی را، با شکست مواجه سازد، تلاش میکند با ماسک مردمی با ماسک هدفمندی با تظاهر به این که در خط همین ملت، همین مردم حرکت می کند و راه آنها را و هدف آنها را دنبال میکند، به صحنه بیاد و در اثنای کار راه مردمی را حرکت مردمی را به بیراهه ببرد و زمینه را برای انحراف پدید بیاورد. این شگرد در طول تاریخ سوابق ممتدی دارد. شما ببینید وقتی که حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) قوم بنی اسرائیل را از چنگال فرعون نجات میدهد، بت پرستان، زرپرستان، فرعون پرستان، سرکوب میشوند. ملت بنی اسرائیل از بت پرستی به خدا پرستی کشیده میشود و توحید در جامعه حاکم میشود، آن کسانی که خداپرستی و توحید را با منافع خودشان متضاد میدیدند میآیند و خط موازی را می آورند. چی کار میکنند؟ در آن فرصتی که حضرت موسی حضور ندارد گوسالهای را میسازند و به مردم میگویند آن خدایی که موسی شما را به پرستش آن دعوت میکند، این است. این را عبادت کنید و از این طریق مردم را از خداپرستی به گوساله پرستی سوق میدهند. این را میگویند خط موازی؛ گردنکشان قریش، بت پرستان عرب وقتی که نتوانستند بعثت پیامبر اکرم را در جزیرة العرب با شکست مواجه سازد، آن همه مصائب و بلاهایی که بر سر آن حضرت آوردند، نتیجه نداد و بعثت جلو رفت و فراگیر شد. به خط موازی روی آوردند. آمدند مسجد ساختند. تلاش کردند با مسجد، مسجد خدا را ببندند و راه خدا را بی رهرو سازند. که اون آیه شریفه نازل شد: « َسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَینَ الْمُؤْمِنِینَ» مسجدی بر پایه فتنه به وجود آمده است برای ضرر و زیان مستقیم به وجود آمده است برای تفرقه به وجود آمده است، خرابش کنید! وقتی که معاویه و همراهان او و لشکریان او نتوانستند با قدرت نظامی علی (ع) را به شکست بکشانند، به خط موازی روی آوردند. قرآن بر روی نیزه کردند! بله! ما پیرو قرآن هستیم. الحکم لله. بیایید به قرآن عمل کنیم! این را میگویند خط موازی.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
تاآخربخوان واندیشه کن
جلد بیست و یکم - صفحه 330 - نامه به آقاي منتظري "عزل ايشان از قائم مقامي رهبري "
زمان : 6 فروردين 1368 / 18 شعبان ۱۴۰۹
جرج بوش در مراسم افتتاح «بنياد بوش»، اصلاح طلبان را خط مقدم آمريكا خواند و گفت چشم اميد آنها به ماست.
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس ديروز مهمان رئيس جمهور سابق آمريكا بود. «جرج بوش» كه براي افتتاح «بنياد بوش» به اين دانشگاه رفته بود، در يك سخنراني پرشور، اصلاح طلبان ايران را خط مقدم آمريكا خواند و افزود: آنها با چالش هاي فراواني روبرو هستند و چشم اميدشان به ماست.
بوش كه در زمان حكومت خود با راه اندازي دو جنگ (افغانستان و عراق) جان صدها هزار تن را گرفت، اعلام كرد: اصلاح طلبان و ناراضيان سياسي منتظر حمايت و رمق گرفتن هستند و به آنها وعده داد آمريكا از آزادي آنها در برابر ديكتاتورها پشتيباني خواهد كرد.
بوش به ديدارهاي خود و همسرش «لورا» با عناصر اپوزيسيون به نام آنچه او «فعالان دموكراسي»، «مدافعان آزادي مذاهب» و «خانواده زندانيان سياسي» مي خواند، اشاره و خط مشي و هدف بنياد جديدالتأسيس بوش را نيز در همين راستا عنوان كرد.
بوش در اين زمينه گفت: «آمريكا پشتيبان آزادي كه آنها به سختي و همزمان با تنگ شدن عرصه توسط ديكتاتورها به دست آورده اند خواهد بود. من و همسرم لورا در طول دوران رياست جمهوري ام با فعالان دموكراسي، مدافعان آزادي مذاهب و خانواده زندانيان سياسي ديدار كرديم. بنياد بوش به اين راه ادامه خواهد داد. من از تمام فعالان سياسي در سراسر جهان حمايت خواهم كرد.»
سخنان بوش نشان داد اين بنياد مدت ها پيش از اين مراسم كار خود را آغاز كرده است چرا كه وي از تماس و توافق با برخي چهره ها و احزاب سياسي اپوزيسيون در سراسر جهان خبر داد و در مورد ايران اختصاصاً از محسن سازگارا نام برد و گفت قرار است افرادي مانند سازگارا در تهيه بسته اي به نام «آزادي» به بنياد بوش كمك كنند.
وي در تشريح ماهيت «بسته آزادي» آن را شامل اسناد و تاريخچه مبارزات سياسي خواند كه به صورت ويديويي درخواهد آمد. بوش اضافه كرد اين بسته براي ناراضيان سياسي، مبلغان زيرزميني و زندانيان سياسي ارسال خواهد شد تا آنها را ياري كند و اين پيام را به گوش شان برساند كه آمريكا با شما همراه بوده و از شما حمايت خواهد كرد.
سخنراني بوش در حالي انجام مي شد كه تصويري از چند دختر ايراني به همراه واژه «آزادي» در پشت سر وي خودنمايي مي كرد.
البته اين نخستين بار نيست كه بوش به صراحت از اصلاح طلبان حمايت مي كند. اولين حمايت بي پرده او از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران به 12 جولاي 2001 برمي گردد كه در بيانيه اي رسمي اعلام شده بود.
مورد بعدي كه بسيار جنجال آميز هم شد به سخنراني بوش در 5 ژانويه 2008 برمي گردد. او كه در تدارك سفر به خاورميانه بود گفت: «صبح بخير، سه شنبه من سوار بر هواپيماي رياست جمهوري عازم سفري به خاورميانه هستم... در اين سفر با شركاي خود درباره نبرد عليه تروريست ها و تندروها مشورت خواهم كرد. آنها سپرشان را زمين نمي گذارند پس ما هم نبايد بگذاريم. اين تنها يك نبرد نظامي نيست، مذهبي هم هست! سپس آمريكا باز هم در اين منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموكرات ها و اصلاح طلبان از بيرون و بغداد تا دمشق و تهران حمايت خواهيم كرد و در كنار آنها خواهيم ايستاد».
پس از اين نطق راديويي، رهبر انقلاب طي سخناني در جمع مردم قم به مناسبت 19 دي در واكنش به اين سخنان بوش اعلام كردند: «هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و از آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است. حمايت آمريكا از هر كسي در ايران يك ننگ است. گروه ها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن، بايد مرز خود را با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند».
البته بوش حق دارد با چنين صراحتي از اصلاح طلبان حمايت كند. او يك بار دستاوردهاي شيرين همكاري با آنها را چشيده و از آن به عنوان «نتايج دلگرم كننده» ياد مي كند. آذرماه سال گذشته بوش در موسسه بروكينگز با حسرت گفته بود: «ايران هسته اي را تحمل نخواهيم كرد. ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي در خصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متاسفانه پس از انتخابات رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند».
از افتخارات ماست بافتن تابلو فرش رئیس جمهور عزیزمون
منبع تصویر : www.tak-carpet.com

رسايي: موسوي از ابتدا با شعارهاي دروغين به صحنه انتخابات آمد
به گزارش خبرگزاري فارس از قزوين، حجتالاسلام حميد رسايي دوشنبه شب در نشستي با عنوان قانون، توهم و واقعيتها كه در سالن اجتماعات مركزي دانشگاه بينالمللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: مير حسين موسوي در نخستين مصاحبه اعلام كرد كه بنده از سايتهاي ساختارشكن و بيان شعارهاي تند، دوري ميكنم، دولت نهم دولت قانونگريز است و زماني كه كشور دچار مشكل ميشود كه بنيادها را رعايت نكنيم كه مهمترين آن رعايت قانون است.
وي ادامه داد: موسوي در تاريخ بيست و چهارم فروردين سال جاري نيز بيان داشت آنچه مرا به صحنه كشاند به هم خوردن قواعد و از جمله مهمترين آن قانونشكني و قانونگريزي است كه ممكن است اين قانونشكني ادامه يابد.
* موسوي از ابتدا با شعارهاي دروغين آمد
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: وي همچنين اعلام كرد قانونشكني و قانونگريزي ممكن است ادامه يابد و به كشور آسيب برساند و كشوري كه در آن قانون حاكم نباشد رستگار نخواهد شد و آقاي موسوي چرا اين دروغها را بيان كردهايد.
وي افزود: ميرحسين موسوي در بيست و دوم فروردين ماه ميگويد اين قانونشكني ممكن است ظاهري از خيرخواهي داشته باشد، موسوي در تاريخ سوم ارديبهشت ماه وقتي يك دانشجو از وي سئوال ميكند كه آقاي موسوي اگر 18 تيرماه در زمان شما بود نيز پشت دانشجو را خالي ميكرديد وي بيان ميكند كه من در اين مورد بازهم به قانون بازميگردم يعني قانونشكني نميكردم و آقاي موسوي چرا دروغ گفتيد.
* دانشگاه بينالمللي قزوين صحنه محاكمه موسوي با حرفهاي خود است
رسايي عنوان داشت: امروز دانشگاه بينالمللي امام خميني (ره) صحنه محاكمه ميرحسين موسوي با حرفهاي خود اوست و ما امروز موسوي را با حرفهاي خودش محاكمه ميكنيم.
وي توضيح داد: ميرحسين موسوي در بيست و يكم ارديبهشت ماه سال 79 بعد از انتخابات مجلس ششم بيان داشت كه در تمام دنيا سعي ميكنند از نشاطي كه مردم به هنگام شركت در انتخابات پيدا ميكنند، ابزاري براي وحدت ملي و حل مشكل استفاده كنند، بر خلاف اين جمله موسوي، در كشور ما بعد از حضور گسترده مردم و انتخابات عالي شاهد بوديم كه يك عده چه كردند.
* ميرحسين موسوي با احساسات پاك دانشجويان بازي كرد
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: موسوي گفت يك عده به ضرورت احترام به آرا مردم اعتقاد ندارند، يك عده به قضاوت خود و اطرافيانشان بيش از عقل جمعي اعتقاد دارند و آقاي موسوي اين حرفها در خصوص شما ولي از زبان خود شماست.
وي تأكيد كرد: مير حسين موسوي با احساسات پاك شما دانشجويان بازي كرد، موسوي در 22 فروردين سال جاري به ديدار مراجع تقليد رفت و زماني كه بيرون آمد در مصاحبهاي گفت هيچ كس نميتواند در جامعه ديني بينياز از مراجع باشد و بدون رابطه با مراجع نميتوان حركتي كرد، امروز مراجع قانونيشكني را محكوم كردند پس آقاي موسوي چرا گوش نميدهيد.
* مردم بعد از پنج ساعت متوجه دروغگويي ميرحسين موسوي شدند
رسايي تصريح كرد: دولت اصلاحات مردم را فريب داد و خاتمي با شعار قانونگرايي و موسوي نيز با شعار قانونگرايي آمد اما مردم در زمان
خاتمي بعد از پنج سال متوجه شدند دروغ ميگويد و در زمان موسوي بعد از پنج ساعت فهميدند موسوي دروغگو است.
وي با اشاره به ديگر ادعاهاي ميرحسين موسوي ادامه داد: موسوي در بيست و يكم فروردين ماه گفت ما در كشورمان قانون اساسي داريم كه در قانون اساسي جايگاه هر نهادي مشخص شده ما هم بايد از همين جا شروع كنيم، اينجا بحث از سليقه من و ديگري نيست، اگر به قانون اساسي اعتقاد نداشته باشند و نامزد شوند با مردم خدعه كردند، موسوي خود ميگويد كه من نيرنگ كارم و ميگويد اگر قانون اساسي را قبول نداشتم و به صحنه انتخابات آمدم با مردم خدعه كردهام، چرا قانون اساسي را زيرپا گذاشتي و بچههاي مردم را فريب داديد.
* موسوي براي قانونشكنان بعد از انتخابات كف زد
نماينده مردم تهران، ري و شميرانات و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي افزود: موسوي در چهاردهم فروردين ماه نيروهاي ستادش را پيرو خط امام و مردمسالاري معرفي كرد اما اين عده بعد از انتخابات قانونشكني كردند و موسوي براي آنها كف زد و اين به معناي دروغ است.
وي با اشاره به تأكيدات امام خميني (ره) بر قانونمداري گفت: در صحيفه امام جلد 14صفحه 38، امام خميني (ره) فرمودند نميشود از شما پذيرفت كه قانون را قبول نداري، غلط ميكني كه قانون را قبول نداري، قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم و كسي را پذيرفت كه ما شوراي نگهبان را قبول نداريم نميتوانيم قبول نداشته باشيم، مردم به اين قانون اساسي رأي دادند و منتظر هستند كه اجرا شود نه هركس از هرجا صبح بلند شود بگويد من قانون اساسي، مجلس، شوراي نگهبان، دولت و رئيس جمهور را قبول ندارم، همه بايد ملزم به اين باشند كه قانون را بپذيرند حتي قانون بر خلاف رأي شما باشد براي اينكه ميزان رأي اكثريت است.
رسايي ادامه داد: امام خميني (ره) فرمودند بعد از اينكه چيزي قانون شد ديگر نغزدن به آن معنا ندارد اگر كسي بخواهد مردم را تحريك كند مفسدفيالارض است و بعد از اينكه قانون اجرا شد كسي بخواهد مردم را تحريك كند بايد دادگاهها عمل مفسد فيالارض با او كنند.
وي يادآور شد: امام خميني (ره) فرمودند يك عده رأي ميدهند ولي با نتيجه مخالف هستند، موسوي و كروبي به دليل قانونشكني بايد محاكمه شوند و اين مستندش امام است هركس حتي اگر احمدي نژاد در اين انتخابات رأي نميآورد و قانونشكني ميكرد بايد محاكمه ميشد و براي ما فرقي ندارد.
* شيطان نيز اگر از وي سئوال شود خود را انقلابي معرفي ميكند
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: امام ميفرمايد هركس حد و مرزش را قانون معلوم ميكند و قانون اساسي براي هركس، رئيس جمهور، مجلس و... وظيفه تعيين كرده است و اين فقط نبايد در لفظ باشد و واقعا سعي كنيد در برابر قانون و اسلام سرفرود آوريد، امام ميفرمايد شايد از شيطان هم بپرسند بگويد من انقلابي هستم يعني شيطان نيز خود را انقلابي و طرفدار امام نشان ميدهد.
وي در پاسخ به سئوالي در خصوص ملاك حق و باطل بيان داشت: ملاك حق و باطل نه احمدي نژاد و نه موسوي است بلكه ملاك حق و باطل اهل بيت، قرآن، جايگاه ولايت فقيه و قانون اساسي است و قرآن ميفرمايد پيامبر يهود و نصارا از شما راضي نميشود مگر عوض شويد و اگر آمريكا و اسرائيل از كسي راضي شد يعني او عوض شده است.
* احمدي نژاد سرباز رهبري است
رسايي در پاسخ به سئوال نماينده تشكلهاي اصلاحطلب در خصوص مذاكره دولت با آمريكا اظهار داشت: ما مذاكرهاي كه دشمن را به لرزه درآورد، هرگز نهي نكرديم اما مذاكرهاي كه بعضي نامه نوشته و از آمريكاييها عذرخواهي كنند و بگويند آمريكاييها ما ديگر از حزبالله حمايت نميكنيم و برخي افراد را در كشور كنترل ميكنيم را قبول نداريم.
وي تصريح كرد: دولت نهم هيمنه استكبار را در دنيا به لرزه انداخت و امروز در دولت دهم حق هستهاي ايران را آمريكا و جهان پذيرفته و اين نتيجه سياست احمدي نژاد است كه تحت لواي رهبري بوده ا و هر كسي حتي اگر اين دولت بر خلاف نظر رهبري مسير رابطه با آمريكا را طي كند بسيج و ملت ايران در دهانش ميكوبد ولي ما ترديد نداريم كه احمدي نژاد سرباز رهبري است و در دولت احمدي نژاد ارزشهاي امام زنده شد و ما نيز به اين حمايت از دولت افتخار كرده و سرخود را بالا ميگيريم.
* ولايت فقيه جلوي كودتاي مخملي را گرفت
رسايي خاطر نشان ساخت: ولايت فقيه بزرگترين نقش را در پيروزي انقلاب داشته و ولايت فقيه جلوي كودتاي مخملي را گرفت و بهترين اصل، اصل ولايت فقيه است كه برخي غفلت و برخي غرض نسبت به آن دارند.
وي با اشاره به رفتار دشمنان در انتخابات دهم رياست جمهوري توضيح داد: در اين دوره از انتخابات برخلاف انتخابات دوره نهم كه سايتها و شبكههاي ضد انقلاب بيان ميكردند كه انتخابات بايد تحريم شود ميگفتند فقط به احمدي نژاد رأي ندهيد و اينها 30 سال با شعار جمهوريت به جنگ اسلاميت آمدند و امروز با شعار اسلاميت به جنگ جمهوريت آمدهاند.
* گزارش حوادث كوي دانشگاه اين هفته در مجلس ارائه ميشود
نماينده مردم تهران، ري و شميرانات و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي افزود: حوادث كوي دانشگاه را مجلس بررسي كرده البته به معناي اين نيست كه چيزي كه مجلس ميگويد تمام و كمال است و مراجع قانوني نيز هستند كه جمعبندي ميكنند و بايد گفت كه اينگونه اتفاقات فقط مختص امروز نيست و پيش از اين نيز بوده به طوري كه در صحيفه امام جلد 17 صفحه 199 آمده است بايد آقايان به طور جدي محكمه تشكيل دهند براي رسيدگي به امر متخلفين، قضات متخلف و كساني ديگري كه در هر كجا هستند و متخلفند و زماني كه مشخص شد اينها متخلف هستند كساني كه مسئول هستند بايد ظرف سه روز اينها را عوض كنند و مسامحه نبايد شود.
وي يادآور شد: امام در زماني اين سخن را ميگويد كه صانعي دادستان و موسوي اردبيلي رئيس دستگاه قضايي بودند و اين دليل نيست كه بگوييم اينها شكنجهگر بودند در دستگاه قضايي قاضي بوده تخلف كرده امام دستور برخورد دادند اكنون نيز همين اتفاق افتاده در گوشهاي از دستگاه قضايي و نيروي انتظامي تخلف شده و رهبر دستور بررسي و برخورد دادند و گزارش مجلس در اين هفته ارائه ميشود.
* سيلي نظام به مهدي هاشمي مصونيت آقازادهها را از بين برد
رسايي تصريح كرد: ريشه تاريخي رفتار كساني مانند طلحه و زبير فساد اقتصادي است زيرا فساد اقتصادي، فساد اخلاقي، سياسي و اعتقادي به دنبال دارد و طلحه و زبير مشكلشان از درهم و ديناري شروع شد كه حضرت علي (ع) دست انداخت و فرمود اينها از راه نامشروع كسب شده است و برخي در عاشورا ميديدند سر بريده بالاي نيزه قرآن ميخواند ولي ميگفتند ما خارجي بر پيامبر را كشتيم و امام حسين روز عاشورا گفت شكمهايتان از حرام پر شده و حق و باطل را تشخيص نميدهيد.
وي افزود: من در مصاحبه خود گفتم سيلي نظام به مهدي هاشمي مصونيت آقازادهها را از بين برد و آقاي مهدي هاشمي اگر برنگردد بايد برگردانند و او را محاكمه كنند.
* موسوي، كروبي و خاتمي بايد ابتدا در افكار عمومي و سپس در دادگاه محاكمه شوند
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: به وقت خود با اين افراد برخورد ميشود اينها ابتدا بايد در افكار عمومي بعد در دادگاه محكوم شوند و روز قدس، روز 13 آبان روز محاكمه كروبي، موسوي و خاتمي بود.
وي تأكيد كرد: من در روز قبل از 13 آبان گفتم ملت ايران سفارت آمريكا تسخير شد ولي تفكر آن تعطيل نشد زيرا اگر آمريكا در ايران سفارت داشت سفراي آمريكا كاري غير از اين نميكردند كه اينها در روز قدس كردند و اينها آمدند مرگ بر اسرائيل را به مرگ روسيه تبديل كردند.
رسايي بيان داشت: در صحيفه امام جلد 14 صفحه 417 آمده است اگر من هم سخنراني كردن مخالف با دستور اسلام بود و براي ايجاد تشنج و گرفتار كردن ملت مسلماني بود كه براي اسلام خون دادن، موظف شرعي هستند ارگانهاي نظامي و انتظامي كه من را بگيرند و به دادگاه بسپارند آيتالله لاريجاني در خط امام است و قطع يقين دستگاه قضايي ما به استناد اين حرف امام موسوي را محاكمه ميكند.
ایران: 6 چهره اصلاحطلب حاضر به مناظره با یک نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی در نشست «قانون؛ توهم و واقعیتها» که بناست امروز در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین برگزار شود، نشدند.
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه بینالمللی امامخمینی(ره) قزوین با بیان این مطلب گفته که: تلاش ما بر این بود که این نشست به صورت مناظرهای بین چهرههای اصولگرا و اصلاحطلب برگزار شود که حجتالاسلام رسایی به عنوان چهره اصولگرا دعوت این دانشگاه را پذیرفت اما چهرههای اصلاحطلب از جمله محمدرضا خاتمی، الیاس حضرتی،هادی خانیکی، علی شکوریراد، محمدرضا خباز و مجید انصاری از حضور در این مناظره امتناع کردند.
داغ داغ !
رابطه خائنانه احمدی نژاد با موسوی لو رفت ؟؟!!

خبر گزاری : آمریکا نیوز .................................................................... ها ها ها ، ترسیدین نه ؟
بابا داش محمود کارش درسته
رئیس جمهور به علت فشردگی و برنامه های مختلفی كه در سفر خود به استان همدان داشت از اینكه نتوانست از نزدیك با مردم این استان دیدار و گفتگو كند، معذرت خواهی كرد.
به گزارش
حجتالاسلام حميد رسايي با انتشار يادداشتي در وبلاگ شخصي خود با اشاره به درج نامش در برخي سايتها بهعنوان شاگرد آيتالله مصباح يزدي، با بيان اينکه يکي از بزرگترين عيوب دوره تحصيلي بنده در حوزه علميه قم، همين بوده که شاگرد ايشان نبوده ام، تاکيد کرد: به شاگردي مکتب ولايت که آيتالله مصباح نيز در همان مکتب است، افتخار ميکنيم.
به گزارش ايرنا، در اين يادداشت آمده است:
در ميان خبرهاي چند روز قبل، ديدم که برخي از سايت ها و به دنبالش برخي از مطبوعات با ذوق زدگي از انتشار اسامي شاگردان آيتالله مصباح براي اولين بار خبر داده بودند. دو چيز در نحوه بازتاب اين خبر برايم جالب توجه بود: اول اين که يک استاد حوزه علميه قم تا اين اندازه تاثيرگذار شده که تنها انتشار نام چند شاگرد وي به مانند يک بمب خبري در ميان رسانه ها عمل مي کند و ديگري اين که نام خودم را در ميان شاگردان آيتالله مصباح ديدم.
شخصيت هاي علمي بسياري هستند که دائما تلاش مي کنند تا خود را به عنوان يک فرد تاثيرگذار و با ثمره بسيار معرفي کنند اما شما نه تنها خبري از شاگردانشان نمي بينيد که حتي تلاش هر روزه آنها براي بزرگ شدن نامشان در يادها به کوچکي شان مي انجامد. راز اين نتيجه بر عکس را اهل بيت(ع) در بياناتشان با درجه اخلاص افراد در ارتباط دانسته اند.
نمي دانم کدام شير پاک خورده اي اين گونه القا کرده که رسايي هم شاگرد آيتالله مصباح است، در حالي که متاسفانه يکي از بزرگترين عيوب دوره تحصيلي بنده در حوزه علميه قم، همين بوده که شاگرد ايشان نبوده ام و اساسا توفيق نيافتم تا در محضرشان کسب فيض علمي کنم. شايد برايتان جالب باشد، بدانيد که من حتي تاکنون يک ساعت هم پاي منبر و سخنراني اين استاد بزرگ ننشسته ام. البته در زمان تاليف کتاب بازي ترور که به واکاوي ترور سعيد حجاريان و مسائل پشت پرده آن پرداخته، براي بررسي مواضع و خطبه هاي نماز جمعه آيتالله و تاثير آن بر موضوع خشونت و ترور -که نه تنها تاثير ايجابي نداشت بلکه در موارد متعددي اين رفتارها را غير شرعي دانسته بود-، برخي از کتاب هاي اين استاد محترم و بهويژه خطبه هاي نماز جمعه ايشان را خواندم و الحق و الانصاف بر اندوخته هاي علميام که بسيار ناچيز است، افزودم. با اين وجود هرگز توفيق نداشتم تا به عنوان يک شاگرد در برابرشان زانو بزنم.
اين نقيصه اما با لطف الهي به شکل ديگري جبران شد و از سال 78 که اندک اندک جريان نفاق جديد بيش از گذشته سايه شوم خود را در فضاي فرهنگي و سياسي جامعه پهن کرد، طلبه کوچکي مثل من هم ناگهان خود را در کنار دوستان مصمم و با بصيرت ديگري ديد که براي مبارزه در ميدان جنگ نرم و جنگ فرهنگي آن روز اعلام آمادگي کرده بودند و البته در ميان آن جمع، برخي از شاگردان آيتالله مصباح نيز بودند. شايد همين مقطع را بتوان نقطه تشکيل جبهه جديدي نام برد که برخي از ياد آن وحشت مي کنند، مقطعي که شاگردان معنوي آيتالله، او را الگوي خود در ميدان مبارزه و جنگ فرهنگي پسنديدند.
| فدائیان رهبری |
---------------
نویسندگان---------------
دوستان---------------
آرشیو---------------
موضوعات---------------
آخرین مطالب---------------
آمار وب---------------
لوگو ما---------------
لوگو دوستان---------------
موزیک وب






















